پنجاه سال بعد از نیما
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧  

     

 

                          پنجاه سال بعد از نیما

 

پنجاه سال ازمرگ نیمایوشیج درسیزدهم دی ماه ١٣٣٨شمسی

گذشته است.نیماشاعردرد آشنای مردم کشور خود بود.شاعری

که از روستا برخاست و در میان مردم زیست و برای مردم شعر

گفت ودر کنار مردم در گذشت.

    نیما ازشهرگریزان بود.به خاطرمردمانش و برخوردشان.عاشق

طبیعت ومردم روستا بود.اندامی لاغر وجسمی کوچک داشت با

فکر واندیشه ای بزرگ.خیلی حساس بود.زودعصبانی می شد.

بذله گووخوش ذوق بود.انسانی باتمام خصوصیات والا-بااعتقادات

خاص خودش.باباور به تمام اصول انسانیت و درستی-دوراندیش-

محافظه کار-مهربان-پرعاطفه.حق هیچکسی رازیرپانمیگذاشت

ولی اغلب در حق او اجحاف می شد.زندگی درویش مسلکی

داشت.زادگاهش یوش ومردم آنجا را خیلی دوست داشت.زمانی

که دریوش بود با مردم زندگی می کرد.با آنها در کوه و دشت بر

سر سفره هایشان می نشست غذا می خورد.از چای پر رنگ و

جوشیده آنها که در روی اجاق های هیزمی درست شده بود

می نوشید و به درد دل آنها گوش میداد و تحت تاثیر همین گفته

ها قرار می گرفت و آنها را در سروده هایش می آورد.من در این

نوشته ها می خواهم از سجایای اخلاقی و رفتاری نیما سخن

بگویم و مقداری هم از اشعار او را برایتان بیاوم.

 

 

 

               

 


کلمات کلیدی:
بازی کودکانه
ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۸  

                             

                                 بازی کودکانه

 

آتش به جان ودل بزن پروانه شو پروانه شو

                           اندرره عشق بتان افسانه شو افسانه شو

حیران میان چاره ها     در وادی عشق وفنا

                          مجنون صفت پادر هوا دیوانه شو دیوانه شو

بیرون بیا از جسم وجان دوری بجو از این وآن

                         در بزم رندان زمان   پیمانه شو  پیمانه  شو

بگشا ز پا هر سلسله   در این سفر پر حوصله

                          با همرهان قافله  همخانه شو همخانه شو

پر کن ز می رطل گران   فارغ شو از کون ومکان

                      درجمع مستان جهان  مستانه شومستانه شو

ذهن را بشو از جستجو  بر بند در این گفتگو

                       او را درون خود بجو    فرزانه شو  فرزانه  شو

سر شد فدای راه دوست  هرچه رسدازاونکوست

              چون مقصدماجمله اوست بی چانه شو بی چانه شو

چون طایر بی بال وپر  بر این قفس کوبی تو سر

                    سختی بود در این سفر  مردانه شو  مردانه شو

آن یار  بی مهر  و  وفا     شاید کند ترک جفا

                     در کوی  او  تو بی ر یا    حنانه شو  حنانه شو

چون کودکان با خاک و گل   بازی مکن آنرا بهل

                     "فریاد"تو جز با اهل دل    بیگانه شو بیگانه شو

 

                                            فریاد دماوندی

 

                                   

                   

 

 

 


کلمات کلیدی:
یادی از شادروان استاد دکتر علی گلزاده غفوری
ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۸  

 

       یادی از روانشاد دکتر علی گلزاده غفوری

  چندروزپیش روانشاد استاد دکتر علی غفوری

که در دهه سی خورشیدی در کیلان سکونت

داشت ونقش فعالی در آموزش-راهنمائی و

حتی عمران وآبادی منطقه ایفاکرد درگذشت.

از کارهای عمده وی ایجادکتابخانه در مسجد

جامع کیلان-مرمت وباز سازی مسجدجامع و

حسینیه -ساخت آب انبار که در آن موقع نعمت

بزرگی محسوب میشد-ایجاد مرکز آموزش و

کلاس درس(مکتب خانه)وتدریس در آنجابود.

اینجانب که سعادت کسب محضر نامبرده را

داشتم دور از انصاف دیدم که از این بزرگوار

یادی نکنم.

استادغفوری از نویسندگان متعهد و دلسوخته

بودکه به مسائل فکری مبتلا به نسل جوان در

حوزه و دانشگاه عنایت داشت وسعی میکرد

مشکلات فکری آنان رابانوشته های خود تا حد

امکان حل کند.اوکه برآمده ازحوزه ودانشگاه و

نیزازدانشگاه"سوربون"فرانسه یه اخذ درجه

دکترادرحقوق نائل آمده بود-ازلحاظ وجهه علمی

مقبولیت داشت و این تنهاامتیازاونبود بلکه از نظر

اخلاقی-افتادگی-تواضع-نرمخوئی-بی ادعائی-

دلسوختگی-احساس وظیفه ونیزدردمندی شدید

دربرابرتبعیضات ناروا وتعلق خاطر وافر او به دردمندان وبیچارگان و

حتی پوشش بسیار ساده لباس ونیزآرامش وصداقت ومهربانی

او درگفتار چه درهنگام سخنرانی وچه دربرخوردهای عادی و

جلسات معمولی به واقع او رامحبوب خاص وعام کرده بود.

     از خاطرات فراموش نشدنی که از او در ایام کودکی در کیلان

دارم-یکی سر مشقی بود که اواولین بار برای آغاز نوشتن من

برایم نوشت که یسیار جالب بود ومتفاوت با سرمشق های دیگر

دیگر خاطره گم کردن پول من بود که وی پس چند سوال از من

وپس از شنیدن جواب درست آن را به من داد.

      خاطره دیگر کار کردن ما بچه مدرسه ایها درهنگام ساختن

آب انبار وپرداخت مزد به ما توسط ایشان بود.جالب توجه این بود

که در آن زمان فردی در کیلان زندگی می کرد به "علی یار گنه"

این فرد که کمی مشکل حواس داشت مردم او را اذیت میکردند

و او حرف هیچ کس را قبول نمیکرد.ولی وقتی مرحوم غفوری با

وی حرف میزد همه راگوش میکرد و انجام میداد وحاج آقا غفوری

او را مثل یک انسان معمولی در ساخت آب انبار بکار گرفته بود

وبه او دستمزد میداد.

       اینها همه درس است.خداوند روح پاک آن مرحوم را غریق

رحمت کند.به  باز  ماندگانش  و  همه کسانی  که  ایشان  را

 می شناسند درگذشت این انسان بزرگوار را تسلیت میگویم.

 

               

 

 

 

 

 


کلمات کلیدی:
آیدا بر بالین سیاووش
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۸  

 

                آیدا بر بالین سیاووش

 

    خبر بسیار ساده و باور نکردنی بود.در رسانه ها انعکاسی

کوتاه داشت.کسی به آن توجه چندانی نکرد.درغوغای تبلیغات

وترافیک گم شد و سرانجام رو به فراموشی نهاد. "سیاووش 

شاملو فرزند احمد شاملو شاعر معروف معاصر در ۶١ سالگی

در گذشت ."

  بر می گردیم به چند سال قبل در سال ٧٩ که احمد شاملو 

درگذشت و سیاووش که فرزند ارشد او بوداز ازدواج اول و به 

کارهای غیر فرهنگی اشتغال داشت تمام انرژی و توان خودرا

صرف این کردکه میراث پدر را تصاحب کند.میراثی که فرهنگی

و ادبی بود نه مالی و اقتصادی.سال قبل هم ماجرای حراج و

حکم دادگاه این رویداد را شنیدیم و بسی افسوس خوردیم و

خون جگر. هر چند که خانه و جایگاه حضور دائمی شاملو در

دل های مردم بود.

هنوز صدای رسا وآمیخته به عشق و تکریم آیدا در گوشمان

است که بنا داشت خانه ی شاملو را تبدیل به موزه کند تا 

هیچ یک از اسباب و وسایل او پراکنده نشود.با این حال این

سیاووش شاملو بود که با سماجت و ناباوری همه می گفت:

من وارث شاملو هستم وطلب ارثیه حق من است و میخواهم 

موزه را خودم بر پا دارم.اهل هنر و فرهنگ وآنهائی که هدایای

بیشماری به شاملوداده بودند آنها را متعلق به آیدا آخرین همسر

و یار یاور شاملو می دانستند.

 ولی همه چیزدر سکوت و سنگینی سخت گذشت و سیاووش

رضایت نداد و از طریق حکم دادگاه به حراج اموال پدر اقدام کرد و

سرانجام بااخذ وکالت ازبرادران وخواهرش(یعنی فرزندان شاملو)

خانه ی عشق و تنهائی آیدا را از اسباب و اثاثیه خالی کرد و او

راباخاطره هاوصدای "بامداد" در دهکده پردیس کرج تنها گذاشت.

آیدا آن فرشته مهر و خوبی همسر و یار شاعر که مورد ستایش

ومحبت شاملوبود هرگزلب به سخنی تندیاانتقاد نگشود و راضی

بود که سیاووش این یادگار ها رابه غیر نسپارد و یادگاری برای

شاملو بر پا دارد و تفاوتی میان خود و سیاووش برای انجام این

کار نمی دید.چون آدم عاشق به چیز دیگری می اندیشد که در

غوغای یک دعوای میراثی گم و فراموش نمی گردد.

برگردیم به گذشته ترو ازدواج اول احمدشاملو با اشرف اسلامیه

فرهنگی و معاون دبیرستان دخترانه که عمر این زندگی مشترک

٩ سال بود و حاصل آن سیاووش-سیروس-سامان و ساقی و

جدائی آنهاازهم.بار دیگر در سال ١٣٣۵ و ازدواج شاملو با حایری

طوسی و ماندن فرزندان شاملو چیش همسر دوم و سرانجام

آغاز زندگی عاشقانه ی شاعر با آیدا سرکیسیان در سال ١٣۴٣.

سیاووش که شاهدجدائی وصلت اول پدربودوبامهرمادری همسر

دوم شاعرخوگرفته بوددرسالهای آخر که شاملو بیمار بود در کنار

پدر بسر می برد و از سال ١٣٧٩ بنیادی برای حفظ آثار او بر پا

داشته و تمام وقت خود را در این کار صرف می کرد ولی افراد

سرشناس و محافل فرهنگی حق این کار را به آیدا می دادند.

هر چند که در کشاکش کارهای حقوقی آیدا از دست سیاووش

آزرده بود ولی بار دیگر این مادر مهربان و فداکار در اواخر عمر

سیاووش دربیمارستان جم تهران بربالین اوبود و بعد از درگذشت

سیاووش هم هر کاری که می توانست برای برگزاری یاد بود او

انجام داد. انگار نه انگار که با سیاووش بحثی یا کدورتی داشته

است.نمی دانم به این حرکت زیبا و گذشت بزرگوارانه ی این زن

عاشق که با یادها و خاطره ها روزگار را سپری می کند چه باید

نام نهیم؟

آری دنیامیگذرد و احمد شاملو در ٧۵ سالگی وسیاووش شاملو

در۶١سالگی بااین جهان وداع می کنند و آیدا در عشق و تنهائی

می ماند.فقط می توان گفت: " روزگار غریبی است  نازنین "

 

 

                                           

ا

                              

 


کلمات کلیدی:
سیزده بدر جشن پایان نوروز
ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٧  

 

         سیزده بدر   جشن پایان نوروز 

 

              تقدیم به تمامی کسانیکه خود کاری انجام

                  نمی دهند و چون دیگران انجام می دهند

                  ناراحت می شوندوباپیام های محبت آمیز

                  خود که نشان از شخصیت و بینش آنهاست

                   این ناراحتی را نشان می دهند.

    آئین ها و مراسم عید نوروز باستانی که اغلب از اول اسفند

ماه هر سال آغاز می گردند دارای سه مرحله میباشند. مرحله

اول برگزاری جشن شب چهارشنبه سوری مرحله دوم برگزاری

مراسم و جشن های عید نوروز و مرحله سوم برگزاری مراسم

سیزده بدر که جشن پایان نوروز است.

          روز سیزدهم فزوردین ماه مانند شب چهارشنبه سوری

دارای اهمیت خاصی است.همانطوریکه با برپائی جشن شب

چهارشنبه سوری به استقبال عید نوروز می رویم با مراسم

سیزده بدر نوروز را بدرقه می کنیم.

    ایرانیان باستان دوازده روز اول فروردین را بیاد دوازده ماه سال

به جشن و شادی سپری میکردند و روز  سیزدهم  را به باغ و

صحرا رفته وجشن پایانی عید بهار و سال نو را در طبیعت برگزار

می نمودند و بدین ترتیب مراسم عید نوروز پایان می یافت و از

روز چهاردهم فعالیت های کار وزندگی عادی دو باره آغاز میشد.

     در حال حاضر نیز این روز را همه ی افراد خانواده ها در دامن

طبیعت سپری می کنند و یکی دو روز مانده به سیزده بدر خانم

ها وسایل مورد نیاز برای تهیه ی غذاهای مخصوص و تنقلات روز

سیزده را فراهم می سازند.

     در باور بسیاری از مردم ایران روز سیزده نوروز دارای نحسی

خاصی است که خانواده ها باید سعی کنند گرفتار آن نشوند.بنا

براین برای دوری از این نحوست همه ی افراد خانواده صبح روز

سیزدهم وسایل و لوازمی را که برای برگزاری مراسم سیزده

بدر تهیه کرده اند بر می دارند و هر یک به فرا خور حال خود این

روز را در خارج از خانه و در محل های خوش آب و هوا و در دل

طبیعت و کنار رودخانه یا محل مناسب دیگری سپری میکنند

واعتقاد دارند که حداقل تا ظهر این روز به خانه بر نگردند تا

نحسی آن از بین برود و گریبان گیر آنها نشود.

      اولین سوالی که به ذهن انسان خطور می کند این است

که آیا واقعا سیزده نوروز روز نحسی است و اگر هست دلیل آن

 چیست ؟

 آیا سیزده نوروز روز نحسی است ؟

-------------------------------------

        بطور دقیق و با دلایل منطقی ریشه ی اعتقاد به نحسی

سیزده نوروز مشخص نمی باشد.چون ایرانیان باستان بر خلاف

اقوام دیگر عدد سیزده را نحس نمی دانستند و روز سیزده هر

ماه برای آنها روزی خوب و گرامی بود. دلایلی که برای نحوست

سیزده می توان بیان کرد به شرح زیر است :

  ١-ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایراتی در کتاب معروف خود

به نام آثار الباقیه آورده است:

  ایرانیان باستان هر روز از ماه را به نامی می خواندند و سیزد

همین روز ماه "تیر" نامیده می شود و تیر نام فرشته ای عزیز و

نام ستاره ای بزرگ و نورانی و خجسته است. همچنین  این 

اندیشمند ایرانی در جدولی که برای خوب(سعد) و بد بودن (

نحس) ایام تنظیم کرده  روزسیزده نوروزرا روزی فرخنده (سعد)

نامیده است. 

  ٢- بر اساس باورهای اساطیری ایران باستان  روزی که آرش

کمانگیر برای تعیین مرز ایران و توران از قله ی دماوند با تمامی

قدرت  روحی  و  جسمی  خود  تیری  رها  کرد تا مرز ایران را

مشخص کند روز سیزده نوروز بوده و شاید تامیدن روز سیزده

بعنوان "تیر" بر اساس همین اتفاق باشد که با فرود آمدن تیر او

در کنار رودخانه ی جیحون ایرانیان آن را گرامی داشتند و جشنی

بر پا کردند که مراسم سیزده بدر باقی مانده از آن است.

بنا براین بر اساس این چنین باورهائی در ایران باستان نمی توان

عنوان کرد که عدد سیزده و سیزده بدر نحس است.

  نحوست سیزده از کجا آمده است ؟

---------------------------------------

      در بررسی و ریشه یابی اینکه این نحوست سیزده از کجا

به باورهای ایرانیان راه پیدا کرده است مدارک و شواهد مشخص

ومعینی وجود ندارد ولی می توان به بعضی از حدس ها و گمان

ها پرداخت که برخی از آنها به شرح زیر است:

  ١-ممکن است در ایام گذشته حوادث ناگواری در این روز بطور

اتفاقی بوجود آمده و احتمالا تکرار هم داشته  بنا براین در ذهن

ها از این روز وحشت و نحوست پیدا شده است.

گزارش هائی هم در این زمینه وجود دارد که در گذشته در یک

چنین روزی ستاره ای دنباله ذار با زمین برخورد کرده و موجب

زلزله آتش فشان و ویرانی شده است.

 ٢-در اساطیر نجومی ایران قدیم باور چنین بوده است که عمر

جهان دوازده هزار سال است که دوازده اختر هر کدام به مدت

هزار سال بر جهان حکومت خواهند کرد و در پایان دوازده هزار

سال آسمان و زمین درهم خواهد ریخت.

    چون انسانها زندگی خود را قیاس از این باورها می پنداشتند

سال را دوازده ماه می گرفتند و جشن های نوروز رانیز در دوازده

روز برگزار میکردند و در این روزها به شادی می پرداختند تا آنکه

در طول سال زندگی آنها به خوبی و خوشی سپری گردد. چون

درپایان دوازده هزارسال جهان هستی درهم شده و به آشفتگی

میرسد بنابراین پس از دوازده روز جشن نوروز یک روز را نشان

از آشفتگی و در هم ریختن می پنداشتن و برای مصون ماندن

از آن به دل طبیعت پناه می بردند.

 ٣-یکی از دلایلی که میتوان برای القای نحسی سیزده در ایران

ذکرکرد این است که در باور مردم کشورهای همجوار ایران مانند

روم و اعراب خرافات و اعتقادبه خوب و بد(سعد و نحس)روزهای

بسیار رواج داشته است.بنا براین امکان اینکه این باورها از این

مناطق به ایران رسیده باشد بعید نیست.مسیحیان اعتقاد دارند

با توجه به اینکه در شام آخر مسیح سیزده نفر بر سر سفره

بوده اندوبر اثرخیانت یکی از آنهااو را مصلوب کردند پس عدد

سیزده نحس است وآنهاهیچ موقع سیزده نفر بر سر یک میز

غذا نمی خورند.

یا اینکه اسکندر مقدونی هنگامی که مجسمه ی خود را در کنار

دوازده مجسمه ی خدایان گذاشت نحسی سیزده گریبان گیرش

شد و به قتل رسید.

  همچنین درباور اعراب اعتقاد به نحوست وخرافات بسیار ریشه

دار است بطوریکه آنها روز های هفته و ماه را به روز های خوب

متوسط وبدتقسیم می کنند و درروزهای بد دست به کار مهمی

نمی زنند چون به نظر آنهانحس است.اصطلاح قمر در عقرب نیز

از همین باورها بوجود آمده است.بدیهی است پس از حمله ی

اعراب به ایران و تغییر گرایش های دینی ایرانیان بسیاری از این

باورها و خرافات اعراب در ایران رواج پیدا کرد و چون عدد سیزده

را آنها نحس می پنداشتند بنابراین عدد سیزده و سیزده بدر بد

شگون و نحس به شمار آمد.

      در هر حال چه سیزده و سیزده بدر نحس باشد یا نباشد در

ایران از گذشته بسیار دور تا کنون رسم بر آن بوده است که در

روز سیزده نوروز تمامی مردم از شهری  تا  روستائی  و  از هر

طبقه و دسته از خانه بیرون آمده و یک روز را در دشت و صحرا

و در دل طبیعت بسر می برند و نا بعد از ظهر آن روز به خانه

های خود بر نمی گردند.

    چگونگی بر گزاری مراسم سیزده بدر

---------------------------------------------

      مراسم روز سیزده بدر با انجام رسوم و برنامه های خاص

خود بر گزار می گردد.کارهائی که صورت می گیرد به اختصار

به شرح زیر است:

  - آماده شدن برای سیزده بدر

  -انتخاب محل مناسب برای نشستن

  -شادی و بازی و مسابقه های دسته جمعی

  -سبزه گره زدن

  -به آب انداختن سبزه ی سیزده نوروز

  -خوردن کاهو با سکنجبین

  -نهار روز سیزده

  -پختن آش رشته در بعد از ظهر سیزده

  - دروغ سیزده

  -پایان روز سیزده بدر

    علاقمندان برای اطلاع بیشتر می توانند به کتبی که در آخر

معرفی میشود مراجعه نمایند.ولی ذکر چند نکته ضروری است:

    -در رابطه با فلسفه ی سبزه گره زدن در مدارک و مستندات

موجود از جمله کتب مروج الذهب مسعودی و آثار الباقیه بیرونی

آمده است:

  مشیه و مشیانه پسر و دختر دو قلوی کیومرث اولین بشر  و

اولین پادشاه روی زمین در روز سیزده فروردین برای اولین بار

در جهان با هم ازدواج کردند.در آن زمان چون مراسم عقد ونکاح

ومحضر و ثبت ازدواج وجود نداشت.آن دو بوسیله ی گره زدن دو

شاخه ی سبز روز ازدواج خود را نشانه گذاری نمودند.از آن پس

دختران و پسران دم بخت هر ساله در این روز برای بستن پیمان

زناشوئی نیت می کنند و سبزه ها را گره می زنند.

      -یکی از رسم های تفننی و طنز آمیز روز سیزده بدر تعریف

خاطرات جوک و مخصوصا مطلبی دروغ است که به دروغ سیزده

معروف می باشد.دراین رابطه وقتی افرادبهم میرسند موضوعی

راکه اصل آن دروغ است بطور جدی برای هم تعریف می کنند و

موقعی که شنونده به آن توجه می کند پس از چندی متوجه

می شود که آن موضوع دروغ بوده است. مثلا ممکن است یکی

بگوید که در اخبار شنیدم فرداکوه دماوند آتشفشانی می کند .

وقتی که فردا میرسد و اتفاقی نمی افتد گوینده ابراز می دارد

که آن گفته دروغ سیزده است.

     در این رابطه اروپائیان نیز در روز اول آوریل(نزدیک سیزده )

مراسمی دارند که به سیزده بدر ما بسیار نزدیک است.در چنین

روزی در سال ١٩٧۶ رادیو فرانسه صبح ساعت هفت خود اعلام

کرد که امروز برج ایفل فرو خواهد ریخت.مردم با شنیدن این خبر

نگران و هیجان زده به محل برج رفتند ودر آنجابا اعلامیه ای روبرو

شدند که این خبر دروغ اول آوریل است.

 

  فلسفه برگزاری مراسم سیزده بدر

--------------------------------------

برگزاری مراسم سیزده بدردارای آداب و رسوم خاص خود است.

انجام هر یک از این مراسم توجیه اساطیری وسابقه ی ویژ ه ای

دارد.از خانه خارج شدن و به  صحرا و طبیعت  رفتن  در  حقیقت

پیوستن به اصل و بنیاد خلقت و بادی از  "سوشیانت بزرگ " در

باورهای دینی ایران قدیم است.

      شادیو خنده به معنی دوری ازناراحتی- بدی- اندیشه های

ناجور-خود باوری و مثبت اندیشی میباشد.مهربانی و روبوسی

نماد آشتی-استحکام روابط انسانی- دوری ازدشمنی و عداوت

استکه این اعتقادموجب برقراری یک اجتماع سالم و همزیستی

 مسالمت آمیز و توام با احترام به یکدیگرمی گردد.به آب انداختن

سبزه ی هفت سین در حقیقت ایثار و فدیه دادن به ایزد بانوی

آب (آناهیتا)و گذشت و همیاری با یکدیگر تلقی می شود.خوردن

غذا در طبیعت و تعارف کردن به دیگران نمادی از کمک به هم -

تقسیم کردن آنچهکه نعمت است به همنوعان و باز بودن سفره

افراد برای همه می باشد.گره زدن سبزه برای باز شدن بخت و

رفع گرفتاری های زندگی تمثیلی از پیوند زن و مرد و ادامه ی

نسل و زندگی در روی زمین است.

    بنابراین می توان بیان کرد که در هر یک از مراسم عید نو روز

باستانی از چهار شنبه سوری گرفته تا مراسم اصلی ایام تحویل

سال و عید نوروز و بالاخره مراسم سیزده بدر همواره این جشن

ها و آئین ها در جهت بالا بردن روحیه و امید در زندگی -شادی

آفرینی و هدفمند کردن حیات با انجام حرکت های اجتماعی و

ایجاد همبستگی جمعی و علی النهایه ایجاد رضایت و دوستی

با دیگران وزندگی کردن در کنار یکدیگر در نهایت صفا و صمیمیت

ولذت بردن ازگذران عمرو شکر گزاری از نعمات خدا دادی است.

واقعا چه آموزه ومراسمی بهتر از این می تواند زندگی خوب-با

کیفیت مطلوب-مسالمت آمیزوآمیخته به احترام نسبت به یکدیگر

برای بشر در روی زمین فراهم سازد؟

     به قول لسان الغیب شاعر گرانقدرمان حافظ شیراز اگر چراغ

دل رامیخواهیم دائم بر افروخته و روشن نگه داریم باید از نسیم

باد  نوروزی  مدد  بجوئیم  و به صحرا برویم و غبار غم را از خود

بیفشانیم واز بلبل عاشق غزل خواندن و عاشق بودن را بیاموزیم

و توجه داشته باشیم که عمر کوتاه ما چند روزی بیش نیست.

ز  کوی  یار  می آید  نسیم  باد  نوروزی

                            ازاین باد ار مددخواهی چراغ دل برافروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

                             به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیا موزی

سخن درپرده میگویم چوگل ازغنچه بیرون آی

                        که بیش ازپنج روزی نیست حکم میرنوروزی

                                    سالم و شاد باشید

 

 

 

 


کلمات کلیدی:
بهاریه
ساعت ٥:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩  

 

 

                         بهاریه

 

بیا  و  قفل  بسته ی  دل  را  کلید  باش

                                   در  آغاز  بهار  روزنه ی  امید  باش

ز  بعد این  زمستان  سرد  محنت  بار

                              همچون  نسیم  بهاری  پر از نوید باش

غم  گذشته  رها کن  به  فصل  بهار

                                 به باغ زندگی شکوفه ی جدید باش

صلای  عشق  بزن  با  ترنم  جویبار

                                 به  راه  عاشقی  یگانه  و فرید باش

بشوی  درون  دل  را ز کینه و حسد

                                  ز رنگ هر تعلق جدا شو سفید باش

چو صخره استوار بمان کنار موج ها

                                  به زیر بار حادثه سخت و سدید باش

به جمع عاشقان سوخته دل مدام تو

                                  بیا و با خلوص جان یاری مفید باش

شرط ادب نگهدار به کوی یار"فریاد"

                                دل شکستگان راه عشق را مرید باش

 

                                        فر یاد  دماوندی

                                          نوروز- ١٣٨٨

 


کلمات کلیدی:
تبریک اعیاد
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٥  

                   

 

                    تبریک  اعیاد

 

   فرا رسیدن اعیاد :

   -میلاد نبی اکرم حضرت محمد (ص)

   -تولد حضرت امام صادق (ع)

   - جشن چهارشنبه سوری

   -عید نوروز باستانی

   را به همه ی دوستان -همکاران -همشهریان

- اقوام و خویشاوندان تبریک عرض نموده و در

سال جدید سلامتی و موفقیت برای همه آرزو

می کنم.


کلمات کلیدی:
"بهار" و "عید نوروز" در آئینه ی شعر فارسی
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۳  

 

"بهار" و "عید نوروز" در آئینه ی شعر فارسی

 

       این مقاله را به یاد تمامی در گذشتگان کیلانی بویژه

         شادروان  احمد علی آقاجانی  که بهار  را  عاشقانه

         دوست داشت به نگارش در آورده ام.ارواح همه شاد

         وقرین رحمت الهی باد.

 

    "بهار" و "عید نوروز" در تاریخ شعر فارسی تجلی پر شمار و

انعکاس فراوانی داشته است.شعرا و سرایندگان شعر فارسی

تحت عنوان "بهاریه"سروده های زیادی از خود بر جای گذاشته

اند."بهار" بعنوان احیاگر طبیعت و "عید نوروز "ایام پاسداشت این

گردش لیل و نهار با شور و شوقی که در اقوام ایرانی از گذشته

هایی دو ایجاد کرده است درحقیقت زندگی تازه و نویی را برای

انسانها به دنبال خود می آورد.

         نگاه شاعرانه به این زیبائی ها و شور و شوق رستن و

دوباره رنده شدن نگاهی توصیفی در آغاز و نگرشی  درونی و

معنی گرا در پایان است.بطوریکه دربعضی ازاوقات توصیف بهار

وسیله ای برای بیان مقصود و اندیشه های دیگر قرار میگیرد.

این مقصود بسته به جهان بینی و تفکر شاعر نوع نگاه او را در

این مقطع زیبای دگرگونی طبیعت به درون گرایی و برون گرایی

نشان می دهد.به عبارت دیگر بهار می تواند نماد عدم پایداری

دنیا و نعمات آن باشد نعمت هایی که شایسته ی دلبستگی

نیست یا اینکه نشان از گشایش و آرامش پس از تحمل سختی

وسردی ها قرار گیرد و ایجاد امید و شوق برای حرکت به سوی

آینده و شروعی دوباره نماید.

در این روند بررسی هر چه از شعر کلاسیک گذشته به سوی

شعر امروز فارسی گام برداریم بیان حالت ها و مظمون ها از

طریق وصف بهار و عید نوروز به گفتمانی غالب تر تبدیل میگردد

که شاعر با مخاطب قرار دادن مضمون بهار  فکر  و اندیشه ی

درونی و فلسفی خود را بیان می کند.

   از قرن چهارم هجری به بعد با شکل گیری قصیده و رواج آن

تغزل و تشبیب بسیاری ازقصاید در وصف بهار بود ولی با وسعت

یافتن انواع شعر فارسی و تولد غزل بهاریه ها منحصر به قصیده

نماند و به ندریج به قالب های دیگر شعر مانند غزل و مثنوی نیز

سرایت کرد.

      نخستین بهاریه ی مشهور در این دوره از رودکی پدر شعر

فارسی است که سرتاسر آن وصف بهار است.به چند بیت آن

اشاره می گردد:

آمد  بهار  خرم  با رنگ و بوی طیب

                                 با صد  هزار  زینت  و  آرایش  عجیب

شایدکه مردپیربدین گه جوان شود

                                  گیتی بدیل یافت شباب ازپی شبیب

چرخ  بزرگوار  یکی لشکری بکرد

                                  لشکرش  ابر  تیره  و  باد صبا نقیب

یک چند روزگار جهان دردمند بود

                              به شدکه یافت بوی سمن رادوای طیب

بلبل همی بخواند بر شاخسار بید

                               سار از درخت سرو مر او راشد مجیب

بارواج گرفتن سبک خراسانی طبیعت گرائی اوج میگیرد.در نتیجه

اشعار نیمه ی دوم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم سرشار از رنگ

و بوی گلها وآوازپرندگان است.بهترین نماینده این دوره منوچهری

دامغانی است که مسمط های او از با شکوه تر ین بهاریه های

شعر فارسی است که همواره مورد تقلید شاعران بعد او قرار

گرفته است. کمتر شاعری توانسته این گونه زیبا آمدن بهار  و

آغاز نوروز را در قالب شعر کلاسیک بیان کند:

آمد   نوروز  هم  از  بامداد                 آمدنش فرخ و فرخنده باد

باز جهان خرم وخوب ایستاد              مرد زمستان و بهاران بزاد

               ز ابر سیه روی سمن بوی داد

               گیتی   گردید   چو   دارالقرار

روی  گل  سرخ بیاراستند                زلفک شمشاد بپیراستند کبکان برکوه به تک خاستند              بلبلکان ز یروستاخواستند

               فاختگان   همبر   میناستند

               نای زنان بر سر شاخ چنار

باز جهان خرم و خوش یافتیم       زی سمن وسوسن بشتافتیم

زلف   پری رویان   بر   تافتیم       دل  ز  غم  هجران  بشکافتیم

                خوبتر از بو قلمون یافتیم

                بو قلمونی ها در نو بهار

         درهمین مقطع فرخی سیستانی آنچنان باکلمات فارسی

زیبائی های بهارونوروز را بیان می کند که طبیعت گرائی و وصف

روز بهار و ایام آغاز سال نو به اوج خود می رسد:

چون  پرند  نیلگون  بر  روی  بندد مرغزار

                                پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار

خاک ر چون ناف آهومشک زایدبی قیاس

                                بیدراچون پرطوطی برگ رویدبی شمار

دوش وقت نیم شب بوی بهار آورد باد

                                 حبذا  باد  شمال  و  خرما  بوی بهار

باده گویی مشک سوده دارداندر آستین

                                 باغ گویی  لعبتان  جلوه  دارد در کنار

ارغوان لعل بدخشی دارد اندر مرسله

                                 نسترن لولوی لالا دارد اندر  گوشوار

تا بر آمد جامهای سرخ مل بر شاخ گل

                          پنجه های دست مردم سر بون کرد از چنار

راست پنداری که خلقت های رنگین یافتند

                               باغهای   پر   نگار  از  داغگاه  شهریار

        ازنیمه ی دوم قرن پنجم به بعد بهاریه ها در منظومه های

عاشقانه  و  عارفانه که سر آغاز آنها قصیده های سنایی است

تجلی پیدا می کند.پیش از سنایی بهار با چشم انداز عارفانه و

عناصری از زندگی و دید عرفانی وصف نشده بود.در بهاریه های

سنایی تمام کائنات در حرکت و جنبش هستند: 

باز  متواری  روان عشق  صحرایی شدند

                              باز سر پوشیدگان عقل سودایی شدند

باز  نقاشان  روحانی  به صلح  چار فصل

                             از  سرای پنجدر  در  خانه آرایی  شدند

باز  بینا بودگان  همچو  نرگس در خزان

                             در بهار از  بوی گل جویای بینایی شدند

بیدلان  در پرده ی  ادبار متواری شدند

                              دلبران  در  پرده ی اقبال  پیدایی شدند

مطربان رایگان  در  رایگان آباد عشق

                       بی دل ودم چون سنایی چنگی ونایی شدند

زرد وسرخی بازدرکردندخوشرویان باغ

                                 تا دگر ره برسر آن لاف رعنایی شدند

عالم پیر منافق تا مرقع پوش گشت

                                 خرقه پوشان الهی زیر یکتایی شدند

   چندی بعد سعدی با آمیختن مفاهیم عقلانی در وصف طبیعت

بهار را به گونه ای می ستاید که زوایای  درونی ذهن  و چشم

انداز های بیرونی طبیعت را چون آئینه ای که در مقابل رخی زیبا

گرفته شود  نشان می دهد و همه را به فکر کردن در بامدادی

که لیل و نهار تفاوت ندارد فرا می خواند و می گوید اگر کسی

این همه نقش های عجیب را ببیند و  در  خود  تغییری  بوجود

نیاورد فرقی با جمادات ندارد: 

بامدادی که  تفاوت  نکند  لیل و نهار

                                 خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است

                                دل  ندارد  که  ندارد  به  خداوند اقرار

این همه نقش عجب بر در دیوار وجود

                                  هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

هر  که  امروز  نبیند  اثر  قدرت  او

                                 غالب آن است که فرداش نبیند دیوار

آدمی زاده اگر در طرب آید چه عجب

                                سرو در باغ به رقص آمد و بید و چنار

خبرت هست که مرغان سحر میگویند

                                  آخرای خفته سرازخواب جهالت بردار

سعدیا راست روان گوی سعادت بردند

                                  راستی کن که به منزل نرودکج رفتار

   خیام نیزرندانه فلسفه ی زیبای خودرا چسبیدن به زمان فعلی

و دم نزدن از گذشته و غم و غصه ی نیامده را نخوردن می داند

این گونه می سراید:

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است

                             درصحن چمن روی دل افروزخوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

                         خوش باش وز دی مگو که امروزخوش است

    حافظ در ستیغ غزل عرفانی با نگرشی عمیق در روزگاری که

قحطی جود است و نباید آبروی خود را فروخت   رندانه این گونه

می گوید:

ابر   آذاری   برآمد   باد   نوروزی   وزید

                          وجه می میخواهم ومطرب که میگویدرسید

شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه ام

                        بارعشق ومفلسی صعب است میبایدکشید

قحط جود است آبروی خود نمیبایدفروخت

                           باده  و  گل  از  بهای خرقه می باید خر ید

با لبی و صد هزاران خنده آمدگل به باغ

                           از کر یمی گوئیا در گوشه ای بویی شنید

دامنی گرچاک شددرعالم رندی چه باک

                            جامه ای در نیک نامی نیز می باید در ید

این لطایف کز لب لعل تو میگفتم که گفت

                            وین تطاول کزسرزلف تو من دیدم که دید

تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد

                             اینقدردانم که از شعر ترش خون میچکید

   آنگاه که قلندر عاشقان و مراد سالکان از راه می رسد جان را

فدای عاشقان میکند و همراه رسول چمن گرد غریبان چمن در 

آمدن بهار خیمه می زند و جولان می دهد و با نعره ویرانگر خود

بر طبل خانه ی عشق میکوبد.آری مولانا جلاالدین محمد بلخی

بهار را این گونه استقبال می کند:

آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم

                                گر غریبان چمن خیزید تا جولان کنیم

امد رسولی از چمن کاین طبل را پنهان مزن

                           ماطبل خانه عشق رااز نعره هاویران کنیم 

بشنو سماع آسمان    خیزید ای دیوانگان

                           جانم فدای عاشقان امروزجان افشان کنیم

زنجیرها را بر دریم   ما هر یکی آهنگریم

                           آهن گران چون کلبتین آهنگ آتشدان کنیم

آتش دراین عالم زنیم   وین چرخ رابر هم زنیم

                  وین عقل پای برجانرا چون خویش سرگردان کنیم

کوبیم ما بی پا و سر گه پا به میدان گاه سر

                    ما  کی به فرمان خودیم تا این کنیم  تا آن کنیم

خامش کنیم و خاموشی هم مایه ی دیوانگیست

                     این عقل باشد آتشی در  پنبه اش پنهان کنیم

پس آنگاه آخرین سنگرنشین غنای ادب فارسی جامی می گوید

که این غنچه ی باز نشده و نشکفته چه پیام هایی سر بسته از

دل و سینه های فکار و نژند با خود آورده است که در دل همین

خاک نهفته بودند:

بگشای   نقاب   از  رخ  باد  بهاران

                                  شد طرف چمن بزمگه باده گساران

شد لاله ستان گرد گل از بس که نهادند

                                  رو سوی تماشای چمن لاله عذاران

در موسوم  گل  توبه  ز می  دیر نپاید

                                 گشتند در این باغ و گذشتند هزاران

بین غنچه ی نشکفته که آورد به سویت

                                 سر بسته پیامی ز دل سینه فکاران

   صائب تبریزی  شاعر اندیشه های ناب طالب آن است که در

نو بهار باید دو باره ایمان را تازه کرد که نشانی از صبح قیامت در

روز اول عید آشکار میشود وچمن باصفا است تو نیز باصفا باش

و سر از گریبان غم در آر و به شادی گرا:

بیا  تازه  کن  ایمان  به  نو بهار امروز

                                که شد قیامت موعود آشکار امروز

شکوفه  از  شاخسار  اختر  ریخت

                               نشان صبح قیامت شد آتشکار امروز

چمن چنان به صفاشدکه هرنهالی را

                               توان کشید به آغوش جای یار امروز

بهشت نقد طلب می کنی اگر "صائب"

                                چو غنچه سر از گریبان برون آر امروز

بزرگ مرد معاصر شعر فارسی ملک الشعرا بهار خرمی و شادی

خود در بهار را موقعی ارزشمند می داند که سر تا سر کشورش

در این شادی سهیم باشند و اندوهی بر آنها مستولی نباشد:

رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود

                                   درود باد بر این موکب خجسته درود

سپهر گوهر بارد همی  به مینا درع

                                سحاب لولوپاشدهمی به سمین خود

به  هر  در  نگری شادی بزد در دل

                                 به هر که بر گذری اندهی کند بدرود

یکی است شادبه سیم ویکی است شادبه زر

                   یکی است شادبه چنگ و یکی است شادبه رود

همه به چیزی شادند و خرم اند و لیک

                                 مرا  به  خرمی  ملک  شاد  باید  بود

     شاعر شوریده دل محمد حسین شهریار در آرزوی آمدن یار

در بهار نشسته و منتظر است که یارش در بهار به سراغش آید.

چه زیبا است این انتظار:

بی  تو ای  دل  نکند لاله به بار آمده باشد

                              مادراین گوشه ی زندان وبهارآمده باشد

نکند بی خبر  از  ما به در خانه ی پیشین

                                 به سراغ غزل و زمزمه یار آمده باشد

ز دل آن زنگ کدورت زده باشد به کناری

                               باز  با  این  دل  آزرده  کنار  آمده باشد

یار کو رفته به قهر از سرما هم ز سر مهر

                              شرط یاری که به پرسیدن یارآمده باشد

شهریاراین سر وسودای تودانی به چه ماند

                            روزروشن که به خواب شب تارآمده باشد

مهدی اخوان ثالث شاعر چکامه ها و حماسه ها  همراه مرغان

سفر کرده که پس از سرما به آشیانه باز می گردنددر جستجوی

نشانهایی است که از هر کناری برسد و سفرکرده ها باز گردند 

و دو باره شور و حال زندگی بر گردد و عشق جوانه زند:

اردوی بهاران  چو  کاروانها             به شکوه در آمدبه بوستانها

مرغان سفر کرده بازگشتند          آسوده  ز  سرما  به آشیانها

سر خوش ز نشاط بهار بنگر         مرغابیکان   را   به    آبدانها 

بس لاله روشن به دشت دیدم  مشکین به یکی خالشان میانها

گر چشم گشایی به هرکناری     از  جشن  بهاران  بود  نشانها

فروغ فرخزاد از دید دختری تنها در کنارپنجره با چه زیبایی خاصی

بهار و جلوه ی دو باره ی طبیعت را به تصویر میکشد و تکاپو در

فرا رسیدن بهار را از زبان همه باز گو می کند:

دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت

                                     ای دختر بهار حسد می برم به تو

عطر و گل و ترانه و سر مستی تو را

                                  با هرچه طالبی به خد می خرم ز تو

بر شاخ لخت و عور درختی شکو فه ای

                                   با نازمی گشود دوچشمان بسته را

مرغی میان سبزه ز هم باز می نمود

                                 آن  بالهای  کوچک  زیبای  خسته را

خورشید خنده کرد و ز انوار خنده اش

                                 بر چهر  روز  روشنی  دلکشی دوید

موجی سبک خزیدونسیمی به گوش او

                                 رازی سرود و موج به نرمی امید از او

خندید  باغبان  که  سر انجام شد بهار

                                 دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم

 

                                  دلتان همیشه شاد و بهاری باد

 

 

 

 

                                

                               

 

 

                                            

 

 

 

 

 

                                              

 

                   

 

 

 

                                         

 

                                                 


کلمات کلیدی:
نوروز باستانی عید همبستگی ملی
ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۳  

 

     نوروز باستانی      عید همبستگی ملی

 

این مطلب خلاصه شده از کتاب معرفی شده تالیف مدیر این

وبلاگ است.

 

           اغلب مورخین و پژوهشگران تاریخ - فرهنگ وآئین های

ایرانی در این موضوع اتفاق نظر دارند که بکی از عوامل بسیار

مهم همبستگی ملی و حفظ فرهنگ - زبان و قومیت یکپارجه ی

ایرانی عید نوروز باستانی است.

      نوروز کهن ترین و گسترده ترین آئین مشترک همه ی سر

زمینهای حوزه ی فرهنگ و تمدن ایرانی است و به همین لحاظ

یکی از گرامی ترین و بارز ترین جلوه ی میراث مشترگ فرهنگی

اقوام ایرانی بشمار می آید.

           استمرار دائمی این عید بزرگ در طول هزاران سال در

گستره ی این سرزمین ها موجب نقطه ی اشتراک تمامی گروه

های قومی و اعتقادی بوده و اکنون نیز این باور همگانی باعث

تحکیم وحدت ملی در سرتاسر سرزمینهایی است که فرهنگ

ایرانی عامل همبستگی و وحدت آنها می باشد.

        در فرهنگ و باور هر قوم و ملتی روزهای خاصی وجود

دارد که چگونگی ایجاد آنها ریشه های تاریخی و ملی داشته

و جلوه های زیبائی از باورها-اعتقاد ها-آئین ها و هویت های

باقی مانده از گذشته ی درخشان آن ملت ها می باشد.

     عید نوروز باستانی و جشن و آئین هایی که قبل و بعد از

آن انجام میگیرد از یک فرهنگ و باور تاریخی اصیل و طولانی

درست همزمان با زنده شدن دوباره ی طبیعت و آغاز مجدد

شور و شوق زندگی در روی زمین مایه میگیرد.این مراسم بزرگ

نشات گرفته از یک تمدن-فرهنگ و آئینی است که گذشته ی

درخشان یک سرزمین مقدس با مردم پاک نهاد را به حال و آینده

پیوند زده است و در طول قرن ها و سالهای متمادی حوادث و

وقایع گوناگون تاریخی و منطقه ای از جمله حمله ی اسکندر

مقدونی و تازیان بیابان گردگرفته تا هجوم مغول و تاتار وحشی

و هر گونه تجاوز جغرافیائی یا فرهنگی تحت هر عنوان و اهداف

دیگر نه تنها نتوانسته است بر دیر پائی و ارزشمندی این فرهنگ

و تمدن خدشه ای وارد کندبلکه عامل و انگیزه ی اصلی انسجام

ویک پارچگی و ماندگاری فرهنگ-زبان و قومیت ایرانی گردیده

است.

 در رابطه با چگونگی پیدایش عید نوروز تحقیقات و پژوهش های

زیادی صورت گرفته که  علاقه مندان می توانند  به کتاب فوق

الذکر و منابع زیر مراجعه نمایند:شاهنامه ی فردوسی  - آثار

الباقیه ابوریحان بیرونی-التفهیم لاوائل صناعت التنجیم بیرونی-

نوروز نامه ی عمر خیام-تاریخ طبری- مروج الذهب مسعودی-

و سایر کتب معتبر دیگر مراجعه کنند.

         برگزاری جشن و مراسم نوروز گذشته ازآنکه یاد آور آئین

و باورهای اعتقادی مردم سرزمین ایران است ازفلسفه و اهداف

ویژه ای نیز برخوردار می باشد.

        براساس آثار باقی مانده از گذشته و تحقیقات و بررسی

کاوسگران و باستان شناسان آثارتاریخی وکهن ایرانیان قدیم قبل

از مهاجرت به ایران کنونی ذر سرزمینهای بسیار سرد در جنوب

سیبری و مغرب فلات پامیر در آسیای مرکزی و شمالی زندگی

می کردند.بنا به اظهارات منابع فوق الذکر سالهای بعد به علت

دشواری شرایط آب و هوا و کمبود چراکاه و افزایش جمعیت (

افزایش تعداد قبیله ها)به ایران کنونی مهاجرت کرده اند.بنابراین

در گاهشماری سالیانه آنها هر سال ده ماه سرد و دو ماه گرم

شناخته میشد و پس از مهاجرت به سر زمین ایران سال به دو

فصل تابستان با هفت ماه وزمستان با پنج ماه و پنج روز تقسیم

می گردید و هرساله آنها دو مراسم و جشن شاخص یکی در

نوزائی و حیات دو باره ی طبیعت وگرم شدن هوابه عنوان جشن

نوروز و بهار و دیگری هنگام بر داشت محصول و شکر گزاری و

آغازفصل سرد تحت عنوان جشن مهرگان برگزار می کردند.

       در سالیان بعد این گاهشماری به مرور زمان اصلاح گردید

و به حالت کنونی که سال چهار فصل و سیصد و شصت و پنج

روز و هر چهار سال یکبار سیصد و شصت و شش روز (سال

کبیسه) دارد در آمد. بنا براین در طول تاریخ گذشته  مردم ایران زمین از سرما-

قحطی-خشکسالی و دروغ رنج برده و با آن مبارزه کرده اند.یکی

از نمودهای این مبارزه ی دائمی بر گزاری جشن ها و آئین های

نوروزی است که در حقیقت حکایت از پیروزی گرما بر سرما  و

پیدایش بهار و رویش گیاهان و حیات دو باره ی زمین دارد.

    اهداف و فلسفه ی جشن های نوروزی بر گرفته از این تحول

در طبیعت موجب ایجاد روحیه ی تغیر و تازگی در انسانها و دو

باره زنده شدن معنوی و شکوفائی روح و روان آنها با پالایش

کهنگی ها-کثیفی ها و تمیز کردن محیط خانه و زندگی و دوری

جستن از بدی ها-فراموشکردن دشمنی ها-به دیدار هم رفتن

واحترام به بزرگترها-پوشیدن لباس نو- خوردن شربت و شیرینی

-نگاه کردن بر سفره ی هفت سین که هر یک نمادارزش خاصی

را دارد -میگردد.

     همین امر باعث ایجاد شادی و شور وشوق در مردم برای

کوشش و سازندگی و رسیدن به رضایت و کمال مطلوب مادی

ومعنوی می شود.اینجاست که به زعم نگارنده در پس هر یک

از مراسم و آئین هایی که ایرانی ها از گذشته تا کنون آن را

بر گزار میکنند و بویژه در نهاد برگزاری جشن های عید نوروز

اهداف سازندگی و ایجاد نشاط و رضایت مندی از گذشت عمر

و زندگی نهفته است که در هیچ یک از مراسم و اعتقاد دیگر

اقوام و تمدن های انسانی یک چنین فلسفه ی ارزشمندی

را نمی توان یافت.

       بنا بر این مسولیت خطیری بر عهده ی اندیشمندان و اهل

قلم و نویسندگان ایرانی است که ضمن بزرگداشت و برگزاری

با شکوه این مراسم به بیان این همه اهداف و زیبائی هایی که

در پس این آئین هانهفته است نسل های جوان و نوجوان ایرانی

را از فرهنگ گسترده و شادی آفرین و انسان ساز باقی مانده

از گذشتگان خود واقف سازند.

  لازم به یادآوری است که شیوه ی برگزاری جشنهای نوروزی

با گذشت زمان و دوره های مختلف تاریخی دگرگونی هایی به

خود دیده است و هر گروهی از مردم بر پایه ی باورهای خود

آئین هائی بر آن افزوده یا از آن کاسته اند ولی آئین های اصلی

این جشن بزرگ همواره پایدار مانده است.

    بر گزاری جشن های پیشوازی نوروز-سبزه و دانه رویاندن-

جشن چهارشنبه سوری- آماده شدن برای برگزاری جشن نو

روز- تزئین سفره ی هفت سین- دور هم نشینی برای درک

معنوی لحظه ی تحویل سال-شادباش گوئی-روبوسی-به دیدار

بزرگترها رفتن-هدیه و عیدی دادن-دید و باز دید همگانی-آشتی

و سازش باهم و بالاخره آئین پایانی مراسم نوروز یعنی سیزده 

بدر همه و همه ی آنها زیبائی های باور نکردنی و نشاط انگیز

و شادی آفرینی و مرگ ستیزی هستند که در انسانهای هدف

مند شور دوباره ی زنده شدن و تغییر کردن و رسیدن به آموزه

های ارزشمند زندگی را هر ساله زنده می کند.

       بنابراین عید نوروز باستانی عید همبستگی ملی و عید

تغییر و تحول در ساختار فکر و زندگی تلقی می گردد.این عید

شور و نشاط و امیدواری را جانشین یاس و ناامیدی در ذهن و

اندیشه ی انسانهامیکند و همزمان به شور و غوغای در طبیعت

وزایش دوباره ی آن پیام شاد بودن-مثبت بودن و هدف داشتن

در زندگی را اشاعه می دهد.

       پیامی که در وجود انسانها حرکت به سوی آینده بهتر-

شادی برای بالا بردن کیفیت زندگی و از همه مهمتر ایجاد

انگیزه که همان عشق به زندگی و هم نوع است را در دلها

بوجود می آورد.

        در حقیقت چه چیزی بهتر  از عشق می تواند رضایت

مادی . معنوی از گذران عمر و سپری کردن زندگی را در روی

این کره ی خاکی میسر سازد؟

   اینک نیز شایسته است این گفتاررابا شعری در باره ی عشق

به پایان بریم:

ای که مایوس از همه رویی به سوی عشق رو کن

                  قبله ی دلهاست اینجاست هرچه خواهی آرزوکن

تا    دلی  آتش  نگیرد  حرف  جانسوزی   نگو ید

                  حال ما را گر تو خواهی از گفته ی ما جستجو کن

چرخ کجرو نیست تو کج بینی ای دور از حقیقت

                   گر جهان را جمله نکو خواهی برو خود را نکو کن

 

 

 

 

 

 

                                              


کلمات کلیدی:
چهارشنبه سوری جشنی با سابقه ی کهن
ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٢  

 

چهار شنبه سوری جشنی با سابقه ی کهن

 

                 تقدیم به همشهری عزیزم جناب کاظمی

                     که از من خواستند مطلبی در این باره بنویسم.

         

 

      خلاصه شده از کتاب:فلسفه-اهذاف وچگونگی برگزاری

                       جشن های ملی ایرانیان

                    تالیف : حسن گل محمدی

 

 هر قوم و ملتی با باورها و فرهنگ های باقی مانده از گذشتگان

وپدران ومادران خود زندگی میکنند وبرای بزرگداشت رخدادهای

کهن مراسم-اعیاد و روزهایی را بعنوان جشن-سرور-نیایش  و

سپاسگزاری به درگاه یزدان پاک در مقابل سلامتی -نعمت  و

آنچه که به آنها ارزانی داشته است برگزار می نمایند.

    اکثر آئین ها و جشن های باقی مانده از گذشته ی ایرانیان

مراسمی بوده از نیایش و شکرگزاری که برای پیروزی در یک

رویداد تاریخی یا رخداد طبیعی برگزار می گردیده و مردم در

سالهای بعد با گردهمایی و یاد آن واقعه ایزد را ستایش و نیایش

می کردند و با تکرار آن در سالهای بعد ماندگاری تاریخی پیدا

کرده و کم کم به صورت باور و آئین های مختلف و اغلب توام

با انجام کارهای هنری واجرای سرودوموسیقی وایجاد مراسمی

فرهنگی و اجتماعی با شور و شادی آفرینی در شرکت کنندگان

همراه بوده است.

از میان این آئین هاوجشن هامهمترین آنهاکه تاکنون باسابقه ای

دیرین باقی مانده و ایرانیان آنها را در هر جای جهان که باشند با

شور و اشتیاق بر گزار می کنند می توان به جشن های نوروز -

مهرگان - سده و شب جهارشنبه سوری اشاره کرد.

    در رابطه با چگونگی پیدایش جشن شب چهارشنبه سوری

دیدگاههای و اظهار نظرهای مختلف وجود دارد که علاقه مندان

می توانند به کتاب ذکر شده مراجعه نمایند.در این میان تحقیق

و بررسی های روانشاد استاد سعید نفیسی-استاد شاد روان

ابراهیم پور داود-استاد هاشم رضی-دکتر کورش نیکنام- مورخ

گرامی عبدالعظیم رضایی-ابوبکر محمد بن جعفر نرشحی-استاد

بهرام فره وشی-فرزانه ی روانشاد انجوی شیرازی و دیگران از

اهمیت فراوانی بر خوردار هستند.

   آتش درنزدایرانیان باستان و همچنین در باورهای دینی زرتشت

دارای ارج واحترام خاص بوده است.ایرانیان به چهار عنصر آب -باد

خاک و آتش توجه بسیار داشتند و آنها را می ستودند.با توجه به

اینکه در دین زرتشت به عنصر آتش بیش ازسه عنصر دیگر ارزش

نهاده شده است دربعضی باورها آمده است که ایرانیان قدیم

آتش پرست بوده اند در حالیکه چنین نبوده و زیر بنای اعتقادی

ایرانیان باستان و آموزه های دین زرتشت بر مبنای یکتا پرستی

و اعتقاد به خدای یگانه که پروردگار عالم است بنا نهاده شده

است.

  با توجه به تحقیقات موجودچون ایرانیان مبادرت به پیدایش آتش

کرده اند و از قدیم از مزایا و محاسن آن در زندگی ومخصوصا در

مقابله با سرما و پختن غذا استفاده بعمل آورده اند.به این عنصر

توجه خاصی نموده و اعتقاد  ویژه ای  داشتند  که  هر گاه آتش

افروخته شود بیماری-فقر-بدبختی-ناکامی و بدی محو و ناپدید

می گردند.

    بنا بر این افروختن آتش راه یافتن روشنی معرفت در دل وروح

است که آثار اهریمنی و نحوست و نامبارکی را از میان بر میدارد

.به همین جهت جشن های آتش در ایران باستان  و  از  جمله

مراسم شب چهارشنبه سوری کاملاجنبه ی اعتقادی-اجتماعی

وفلسفی داشته وهدف از آن ارتقای روح وروان وهمچنین شادی

تن و جسم برای تلاش-کوشش و سازندگی بیشتر بوده است.

        چهارشنبه سوری یکی از جشن های مهم باقی مانده از

ایران باستان است که مانند بسیاری از جشن های دیگر ایرانی

های قدیم ارتباط نزدیکی  با گردش طبیعت و  مخصوصا  ستاره

شناسی-نجوم و ریاضیات دارد و مبدا آن هم به محاسبات علمی

تقویمی سال در روزگاران گذشته ارتباط داشته است.بطوریکه

تحقیق شده برمیگرددبه زرتشت که اوبزرگترین عمل محاسباتی

وریاضی مربوط به گاهشماری جهان را در سالهای کهن انجام

داده وتعداد روزهای سال را محاسبه کرده و سال کبیسه را که

در آن سال٣۶۶روز است را پدید آورده و تاریخ گاهشماری را نظم

و انظباط بخشیده و تاریخ را اصلاح و درست نموده است.

        به یاد بود این کار مهم همه ساله ایرانیان در سالگرد آن

جشن بزرگی بر پا کرده و به آتش افروزی و شادی می پردازند

و این کار تا کنون به صورت مراسم با شکوه شب چهارشنبه

سوری پایدار مانده است.

   شب چهارشنبه آخر سال که فرا میرسد بوی نوروز و شادی

وشوق رستن و دوباره زنده شدن همه جا را فرا میگیرد.مراسم

جشن چهارشنبه سوری نشان از شادی و شادمانی ونوید زنده

شدن دو باره ی طبیعت و فرا رسیدن بهار دل انگیز است.وقتی

که چهارشنبه سوری فرا میرسد درست همزمان است با ایامی

که نه تنها خانه تکانی میکنیم بلکه درون دل را نیز از کدورتها -

تیرگیها-دشمنیهاوسردی ها می پالائیم و با دلی پاک و روحی

سرشار از نشاط وزیبائی به استقبال  نوروز  باستانی  و  بهار

خجسته میرویم.

  مراسم و آداب اصلی شب چهارشنبه سوری تقریبا در سراسر

کشور ایران و در تمامی شهرهاو روستاها بطور یکسان بر گزار

میگردد ولی ممکن است در بعضی از شهرها -آئین ها و سنت

های خاصی که بر گرفته از فرهنگ و باورهای مردم آن منطقه

است بدان اضافه شده باشدکه این مطلب برزیبائی  و  شور

آفرینی این جشن افزوده است .

   مراسم آتش افروزی یکی از رسوم پایه ای و اصولی جشن

شب چهارشنبه سوری است چون شکل درست این مراسم

"جشن سوری"است.واژه ی "سوری" فارسی است که در زبان

پهلوی به صورت "سوریک"وصفت آمده است.کلمه ی سور به

معنی سرخ و مراد آتش است  و"یک"پسوند صفت می باشد

که به معنی سرخ و سرخرنگ بودن است و شب سوری یعنی

شب سرخ چون که عنصر اصلی این مراسم بر افروختن آتش

است که سرخ رنگ میباشدودر گویش کنونی  زبان  فارسی

واژه ی "سور"به معنای جشن و مهمانی بکار میرود و ختنه

سوران نیز به جشن و مراسم ختنه کردن گفته می شود.

  مراسم معمول شب چهارشنبه سوری شامل موارد زیر است:

-آتش روشن کردن و از روی آن پریدن

-تهیه کردن آجیل شب چهارشنبه سوری

-قاشق زنی

-فال گوش نشینی

-کوزه شکنی

-مراسم بخت گشائی

-مراجعه به توپ مرواری(درقدیم معمول بود)

-پختن آش شب چهارشنبه سوری(آش ابودردا)

-رسم شال اندازی

-سایر رسم های دیگر

        از بررسی منابع و یافته های پژوهشی و تاریخی چنین

استنباط می گرددکه تمامی آئینها و یادمان هایی که مردم ایران

زمین در زمانهای مختلف بر پا می دارند و بسیاری از آنها از زمان

های بسیار کهن در فرهنگ این سرزمین پایدارمانده و جزو منش

-اخلاق و خرد نیاکان ما در آمده در همه ی آنهافلسفه و اهدافی

نهفته است که اعتقادبه پروردگار-امید به زندگی-نبرد با اهریمنان

و بد سگالان-خشنودی ارواح گذشتگان مخصوصا پدران و مادران

در قالب نمادها-نمایش ها و آئین های گوناگون در آمده است.

          آتش افروزی در شب چهار شنبه سوری نمادی از ایجاد

قدرت-امیدواری-دفعشر و نحس وبدی-پیروزی نور- سرخی و

گرما بر سیاهی و سرما و دور افکندن کینه- شقاوت -دروغ و

دشمنی است.

    آنهایی که کوزه از بالای پشت بام پائین می اندازند تا بشکند

درحقیقت بت شکنی میکنند و کوزه را که نماد بدی ها-سیاهی

ها - تنگدستی ها-تنگ نظری هاو شومی هامیپندارندبا شکاندن

آن در خودباورهای درست ومثبت ازخوبی وشادی ایجاد میکنند و

این حرکت درعلم روانشناسی یک حالت مثبت اندیشی ومثبت

درمانی است که بر روحیه -افکار واعمال انسانها تاثیر میگذارد و

در خاطر ها نقش می بندد که واقعا آن شومی هاو بدی ها را از

خود دور کنند و در جهت فکر و اندیشه های عالی که موردنیاز

انسان برای تعالی است حرکت کنند.البته لازم به توضیح است

بسیاری از حرکتهائی که در سالهای اخیر در شب چهارشنبه

سوری صورت می گیرد بدعت های انحرافی و نا درست است

که به این اهداف عالی و درست لطمه می زند. به قول لسان

الغیب آن رند و عاشق بی باک:

از   آن    به   دیر   مغانم   عزیز   می دارند

                            که آتشی که نمیرد همیشه دردل ماست

 

 

 

 

 

 

 

                                           


کلمات کلیدی:
با مدیریت بر زمان موفق تر عمل کنید
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٩  

 

     با مدیریت بر زمان موفق تر عمل کنید

 

آیا شما از آن دسته افرادی هستید که چون نمی توانند در طول

روز کار مفید ومثبتی انجام دهند احساس نارضایتی و نا کارآمدی

می کنند ؟

آیا حس فشار کار وبی نظمی دارید؟

آن هایی که در زندگی موفق هستند یاد گرفته اند که در زمینه 

ها وحوزه های مختلف ازابزار های مدیریت کار آمدزمان استفاده 

کنند. به همین خاطر قادر هستندکارهای زیادی رادر حداقل زمان

و با کمترین میزان فشار واسترس انجام دهند. در اینجا چند نکته

برای کاربرد بهتر مدیریت و کنترل بر زمان ارایه می گردد:

    اولین چیزی که باید از شر آن راحت شوید آشفتگی است تا

سازمان و ساختار فکری مناسب پیدا کنید.این کار معمولا برای

اکثر افراد دشوارترین مرحله است.اگر از آن دسته افرادی هستید

که پرونده های کاریشان روی میزشان انباشته شده و دفترشان

مملو از کاغذ یادداشت و کتاب های متعدد و فراوان است سریعا

از همین جا شروع کنید.همه ی آن چیز هایی را که روی میزتان

است و هیچ وقت از آنها استفاده نمی کنید بردارید و در کشو

بگذارید.

     پس از آن که همه جا را خلوت و تمیز کردید می توانید به

مرحله ی بعدی بروید.کار بعدی که باید در راستای موفقیت تان

صورت بگیرد یاد گیری اولویت بندی است.شما باید یاد بگیرید که

بین کاری که باید زود انجام شود و کاری که فوریت ندارد تمایز

قایل شوید.در آغاز هرروززمانی را به آماده کردن لیست کارهایی

که بایدانجام شوند و سپس اولویت بندی آنها با توجه به اهمیت

شان اختصاص دهید.یک روش گروه بندی کارهایی است که باید

همان روز انجام شوند.اول کارهایی را که باید فوری انجام شوند

و سپس اموری را که می توان انجامش را به تاخیر انداخت تهیه

کنید و لیست شان راهمیشه همراه خود داشته باشید تا بتوانید

بعضی از آنها را در حین تماسهای تلفنی-انتظار در صف یا ترافیک

یا صبر کردن برای بردن بچه هایتان از مدرسه انجام دهید.به یاد

داشته باشید که استفاده از یک یادداشت و یا تقویم کاری منظم

و روز مره مدیریت بر زمان شما را راحت تر خواهد کرد.

  فقط سعی کنید که شب ها زمانی ولو کوتاه را صرف هماهنگ

کردن کارها و برنامه هایتان کنید.هنگامی که این مراحل را پشت

سر گذاشتید از اینکه چقدر از شر فشار و استرس راحت شده

اید و در وقتتان هم صرفه جویی کرده اید متحیر و شگفت زده

خواهید شد.

     سعی کنید کارهایتان رازودتر ازموعدمقرر انجام دهید و اجازه

ندهید که ازبرنامه عقب بیفتید.دراین صورت دیگر هیچ استرسی

نخواهید داشت.

    قرارهای ملاقات-کارها-طرح ها و اهدافتان را خیلی منطقی

برنامه ریزی کنید تا در وقتتان  صرفه جویی کرده و آن را از دست

ندهید.

  محاسبه ی زمان بادر نظر گرفتن عوامل زندگی (خانواده) و کار

صورت میگیرد.فراموش نکنید که شما کار میکنید تا زندگی کنید

نه اینکه زندگی میکنید تا کار کنید.بعلاوه شما باید مشکلات

احتمالی را هم مد نظر داشته باشید. این فرایندبا محاسبه ی

مشکلات ریز و درشت شکل گیری معادله ی "مدیریت زمان"را

تکمیل می کند.کمی تامل کنید هنوز کار تمام نشده است.

واقعیت این استکه مدیریت زمان هیچ پایانی ندارد. چون ما باید

در این معادله فاکتورها و عوامل مشخص دیگری را نیز مد نظر

قرار دهیم و آن وارد کردن عواملی در  ارتباط  با  خودتان نظیر

تفریح-استراحت و ....است.

     گام بعدی باز گرداندن زمان از دست رفته است.مثلا از خود

بپرسید که چراصبح هالباس پوشیدن من اینقدر طول می کشد؟

حتما زمان زیادی را هم صرف می کنید تا دنبال آنها بگردید. راه

حلش ساده است.هر شب زمانی را صرف انتخاب لباس برای

روز بعد کنید در نتیجه صبح که از خواب بیدار شدید فقط لباستان

را می پوشید.

  باور کنید همین مسائل ساده و پیش پا افتاده به مقدار زیادی

وقت ما را می گیرد و ما متوجه نیستیم.

   و اما به یاد داشته باشید تا زمانی که هیچ هدف و برنامه ای

برای کارهایتان نداشته باشید رعایت "مدیریت زمان" مفهومی

نخواهد داشت.

 


کلمات کلیدی:
مکتب امام حسین (ع)
ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

 

                مکتب امام حسین (ع)

                مکتب آزادگی و شرف

  

          در طول تاریخ بشری چه انسانهائی پا به عرصه ی وجود

نهاده-دربستر جامعه رشد و زندگی کرده و در نهایت تسلیم سر

نوشت نهائی یعنی گام نهادن به جهانی دیگر شده اند.آنچه که

از روند این حرکت از انسانها باقی مانده -افکار و آثار آنهاست.از

روی آنچه که کرده اند و آنگونه که زیسته اند و آثاری که بر جا

نهاده اند به قضاوت می نشینیم و آنها را در معیار ارزیابی تاریخ

محک می زنیم.

         حضرت امام حسین(ع)یک نمونه ازاین الگو های مذهبی

وتاریخی است که اگر از روی خرد اندیشی به زندگی و حرکتی

که او در مقابل زورمندان و حکمرانان زور و زر و تزویر زمان خود

انجام داد با دید منصفانه وبدون هیچ گونه تعصبی بنگریم در می

یابیم که وی پرچم دار مکتب آزادی و آزاداندشی است.

        توجه به آنچه که از رفتار گفتار و آثار ایشان باقی مانده 

است ما را به اندیشه-فلسفه و مکتبی رهنمون می سازد که

در سر فصل آن آزادگی و شرف و شرافت انسانی مطرح است

که چگونه یک انسان آزاد اندیش حاضر میشود از جان و خانمان

وبستگان خود و از زندگی پر تنعم چند روزه بگذرد و با دستگاه

حکومت نا درست حتی برای یک لحظه کنار نیاید.

      همین فلسفه و مکتب شرافت و آزادگی است که اگر چه

سالیان دراز از آن  واقعه گذشته  ولی این  بزرگ مرد  همیشه

الگوی انسانهای آزاده و با شرف برای نجات از ظلم و بیداد بوده

است.بطوریکه بزرگ مردان آزاد اندیشی همچون گاندی و نهرو 

او را الگوی شرافت و آزادگی نامیده اند.

      گفتار های منسوب به آن بزرگوار تحت عناوین:

"زندگی جزعقیده وجهاددرراه رسیدن به آن چیزدیگری نیست."

"مرگ با شرف نزد من از زندگی در ذلت بر تر است."

"اگر دین و ایمان ندارید لااقل آزاده باشید."

هر یک راهنمای بزرگی برای حفظ" عزت و شرافت "در زندگی 

است.ازاین رو می نگریم که از فردای حرکت  عاشورایی  وی

اغلب انسانهای آزاد اندیش و با شرف در طول تاریخ بدون اینکه

حتی پیرو دین اسلام باشند از این حرکت و اندیشه ی بزرگ او

در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده های فراوان برده اند.

      اینک در حهت احترام به چنین اسوه ی آزادی و آزاداندیشی

که در مکتب او شرف و مردانگی با عشق و عرفان معنوی در

آمیخته است-قطعه و سروده ی زیر را تقدیم می دارم:

 

             عاشقی و کارت عاشقانه

 

ای  اشرف  مظهر  شرافت             ای  هادی  کشتی هدایت

ای  اکرم    آیه ی   کرامت             ای  وارث  حلقه ی  ولایت

ای  صادق  الگوی  صداقت             ای  شاهد عاشق شهادت

ای  سالک   وادی   درایت              ای  ساعی منزل  سعادت

ای  عابد سجده ی عبادت              ای  لایق  کرسی زعامت

ای  قائد    محضر   قیامت              ای  اسوه ی کامل امامت

ای شاخص سنجش ارادت             ای قله ی شامخ شجاعت

ای گوهر   معدن   نجابت              ای   رهبر  بارز   شهامت

ای  عادل  مکتب  عدالت              ای  جاهد  سنگر  صلابت

ای   آمر   مصلح   دیانت              ای   ناهی حرکت  ضلالت

ای  کافی   اکمل کفایت              ای   واسط  درگه   اجابت

ای  طاعی مطلق اطاعت            ای   نایب   راسخ    نیابت

ای  ناطق  منبر  فصاحت             ای  قاضی   صالح  قضاوت

ای  طاهر ویژه ی طهارت            ای کشته ی کینه ی عداوت

ای دشمن دوره ی جهالت          ای   ناجی  نهضت  رسالت

ای  راضی  نادر   رضایت            ای   قائم   کوه   استقامت

                    ****************

کاری  که  تو کرده ای حسین جان

                                     از   نهضت   جد   خود    صیانت

عشق  است  و  قابل بیان  نیست

                                     در    قالب    گفته    و    روایت

عاشقی    و   کارت     عاشقانه

                                     باقی   همه   قصه   و   حکایت

"فر یاد" دل  شکسته گفت : بنما

                                     در   محضر  حق  مرا   شفاعت

              


کلمات کلیدی:
شب یلدا یا شب چله (5)
ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳٠  

 

            شب یلدا یا شب چله (۵)

 

                 خلاصه شده از کتاب معرفی شده

 

                    تالیف : حسن گل محمدی

 

توضیح : با توجه به طولانی بودن مطلب و فرا رسیدن شب یلدا

بعضی از مباحث مانند چگونگی برگزاری شب یلدا در جای جای

کشور ایران-انعکاس یلدا در ادبیات فارسی و فلسفه واهداف از

برگزاری این جشن ملی را حذف کرده و علاقمندان می توانند

 برای مطالعه ی اصل مطلب به کتاب مذکور مراجعه نمایند.

قسمت پایانی را تقدیم می دارم :

 

چگونگی بر گزاری و مراسم شب یلدا یا شب چله

----------------------------------------------------

             برگزاری مراسم شب یلدا یا شب چله از شور و حال

خاصی بر خورداراست.ایرانیان همواره شیفته ی شادی و جشن

بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آرایند.مردم سر

زمین ایران در شب یلدا با بیدار ماندن طلوع خورشید و سپیده

دم را انتظار می کشند تا خود شاهد انوار طلائی آن باشند.

لازمه ی این جشن با شکوه حضور کهنسالان و بزرگان خانواده

به نماد کهنسالی خورشید در پایان پائیز است و همچنین فراهم

آوردن خوراکی های فراوان برای تناول و بیدار ماندن دراز مدت

همچون هندوانه -انار و سنجد که به رنگ سرخ خورشید هستند

و همه نمادی از برکت  -تندرستی - فراوانی و شادمانی می

با شند.

         از جمله ی آئین ها و مراسم این شب می توان به دور

هم نشینی در زیر کرسی یا دور سفره ی شب یلد ا- فراهم 

نمودن انواع آجیل و میوه های خشک وتر-قصه گوئی توسط پدر

و مادر بزرگ ها-فال حافظ - شاهنامه خوانی و سایر مراسم

دیگر اشاره کرد.

       از چند روز مانده به شب یلدا  قنادی ها وآجیل فروشی ها

به همین مناسبت آجیل شب یلد رامهیا می کنند. میوه فروشی

ها-میوه های شب چله مخصوصا هندوانه رادر معرض فروش می

گذارند.در بسیاری از نقاط شهر و جاده های خارج از شهر دست

فروشان هندوانه را که در وانت بار هابرای فروش عرضه کرده اند

فرارسیدن شب چله را خبر می دهند.

         نکته ی زیبا و به یاد ماندنی بلند ترین شب سال در این

است که همه ی ایرانیان اعم از فارس -ترک-کرد-لر-بلوچ و عرب

شب یلدا را شب جشن -شادی -دور هم نشینی- مهر ورزی-

دوستی و صداقت می دانند.بنا بر این  همه در  کنار  هم  یک

تشکل واحدی را از یک جشن ملی و میهنی به نمایش  می

گذارند.

       در واپسین ساعت های مانده به غروب شب یلدا  که

آخرین لحظه های فصل زیبا و رنگارنگ پائیز سپری می شود

صدای پای زمستان سپید پوش با سوز سرما  اما نوازشگر به

گوش می رسد.خیابانها شلوغ و پر رفت وآمداست. همه با

شتاب وسایل و لوازم مربوط به برگزاری این جشن ملی را تهیه

کرده و به سوی محفل های گرم خانوادگی رهسپار هستند.

انگار نفس گرم شب یلدا و نشستن در کنار هم و در زیر کرسی

یا سر سفره -  سوز سرما را از یاد ها برده است.

           یکی از ویژه گی های خاص شب یلدا آن است که این

جشن و گردهمائی هم خانوادگی است و هم گروهی.در شب

یلدا اغلب خویشاوندان نزدیک در خانه ی بزرگ خانواده بویژه پدر

بزرگ ها و مادر بزرگ ها گرد می آیند و از سنتی ترین قاعده ی

برگزاری این جشن نشستن در زیر کرسی و در کنار یکدیگر یا

سفره پهن کردن و نشستن بر زمین به گرد سفره است.

      آری صدای پای یلدا آرام آرام به گوش می رسد پدر بزرگ

ها و مادر بزرگ ها خانه را برای استقبال از فرزندانشان    می

آرایند و فرزندان و نوه ها نیز از آن سوی دیگر برای دیدار بزرگان 

خانواده و شنیدن صحبت های دلنشین آنها بی قرار از راه می

رسند .

           برگزاری آئین شب یلدا آداب و رسوم خاص خود را دارد

که ایرانیان بافرهنگ غنی خود بنا بر ذوق و سلیقه و طبیعت هر

منطقه ای که در آن زیست می کنند هر یک برای برگزاری این 

سنت های کهن آداب خاص خود رارعایت مینمایند.در یک جمع 

بندی کلی مهمترین کارهایی که در این شب صورت می گیرد

به شرح زیر است :

      - کنار هم نشستن

     - خوردن خوراکی ها و میوه های مخصوص شب یلدا

     - استفاده از آجیل مخصوص شب یلدا

    - فال حافظ گرفتن در کنار نور شمع

    - شاهنامه خوانی

    - قصه گفتن بزرگ تر ها

    - آراستن درخت سرو به عنوان نماد پایداری و سبز بودن

    - شادی و پایکوبی کردن

                 شب          یلدایتان     شاد  

 


کلمات کلیدی:
شب یلدا یا شب جله (4)
ساعت ٦:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳٠  

 

       

          شب یلدا یا شب چله (۴)

 

                خلاصه شده از کتاب معرفی شده

 

             تحقیق و نگارش : حسن گل محمدی

 

   افسانه های مربوط به شب یلدا یا شب چله

----------------------------------------------------

    در رابطه با شب یلدا یا شب چله -تولد مهر (خورشید)  و

حدیث عشق بین مهر وماه-افسانه هایی در فرهنگ وباورهای

اقوام ایرانی موجود است که به بعضی از آنها به شرح زیر اشاره

می گردد :

 

افسانه ی ننه سرما یا خاله پیر زن

-----------------------------------

     بر اساس افسانه های کهن اساطیری ایران  زمان حکمرانی

"چله بزرگ"از نخستین روززمستان به مدت چهل روزآغاز میشود

وی در آغاز حکومت خود به برادر کوچکتر و مادر ش "چله کوچک

و خاله پیرزن یاننه سرما"قول می دهد که زمین و زمان را آنچنان

سرد کند که اسب ها در اصطبل یخ بزنند.

        زمان حکومت برادر وی نیز "چله کوچک"از دهم بهمن به

مدت بیست روز آغاز می شود.وین نیز برای نشان دادن غیرت

وقدرت خود قول می دهد آنچنان سرمائی بیافریند که کره ی

مادیان های آبستن در شکم آنان منجمد شوند.

       اگر این دو برادر بتوانند انتظارات مادر خود را بر آورده سازند

وی آخر زمستان مهربان می شود و هوای لطیف و مطبوعی را

به مردمان هدیه می کند وگر نه در واپسین  روزهای زمستان

برف و سرما حکمفرما می کند که به آن سرمای پیرزن میگویند.

اگر چه "ننه سرما"انتظار دارد تا اواسط فروردین ماه حکومت کند

اما معمولا تا پانزده اسفند از سه برادر فروردین-اردیبهشت   و

خرداد شکست می خورد و تا سال اینده به همراه پسران  خود

پنهان می شود.

 

افسانه ی عشق بین مهر (خورشید) و ماه

---------------------------------------------

       در افسانه ی عشق بین مهر(خورشید) و ماه آمده است :

ماه دلداده و عاشق مهر (خورشید) است و این هر دو مشغول

به کار خود هستند.چون زمان کار ماه در شب است و مهر(خور

شید)روزها در میآید.ماه بر آن است که سحرگاه راه را بر مهر (

خورشید)ببندد وبا او خلوت کند-اما همیشه در خواب می ماند

و روز فرا می رسد که ماه نمی تواند کاری بکند.سر انجام ماه

تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند ستاره ای که

اگربه آسمان نگاه کنی همیشه کنارماه آن را می بینی وعاقبت

نیمه شبی ستاره  ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خور

شید را به او می دهد .ماه به استقبال مهر(خورشید)میرود و

راز دل با او میگوید و دلبری می کند و خورشید را از رفتن باز

می دارد.در چنین زمانی که خورشید و ماه کار خود را فراموش

می کنند و عاشقی پیشه می نمایند و نرد عشق می بازند 

خورشید دیر بر می آید وشب طولانی می شود و این شب را

"یلدا" می گویند.از آن زمان به بعد که این اتفاق افتاده هر سال

فقط یک شب بلند-سیاه و طولانی است که همانا شب یلدا

است.یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی "حدیث میلاد

عشق"است که هر سال در خرم روز تکرار می شود. به قول

حافظ شیراز:

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

                               یادگاری که در ین گنبد دوار بماند

 

افسانه ی هیزم شکن در شب یلدا

------------------------------------

    افسانه ای به نام هیزم شکن شب یلدا در باورها باقی مانده

که مبنای آن چنین است که در شب یلدا قارون ثروتمند افسانه

ای در جامه ی کهنه ی هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به

مردم هیزم می دهد واین هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا

(اول دی ماه)به شمش طلا تبدیل می شود.بنا بر این باورمندان

شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زر بخش

و هدیه ی هیزمش بیدار می مانند و مراسم جشن و سرور  و

شادمانی بر پا می دارند.

 

افسانه ی بدنیا آمدن میترا

---------------------------

به اعتقاد آئین مهر یا میترائیسم بعد از هزار سال تاریکی- پلیدی

و قحطی کسی به نام میترا به دنیا آمد و با لباسی سرخ گاوی

راقربانی کرد تا ازخونش نوشیدنی ناب واز استخوانش ساقه ی 

گندم ساخته شود.به این ترتیب زندگی به روی زمین باز گشت.

     در مورد چگونگی به دنیا آمدن میترا سه روایت وجود دارد.

معتبرترین آن تولد میترا از درخت سرو (کاج) است و روایت دیگر

آن است که میترا از میان جرقه ی دو سنگ به دنیا آمد(همچون

پیدایش آتش توسط هوشنگ)ودیگری آن که آناهیتا در دریاچه ی

هامون در حال شنا  بود نطفه ی اهورا درون آب دریاچه ریخت و

آناهیتا از آن باردار شدو میترا تولد یافت. میترا گاو سپید مقدسی

داشت که همه جا همرته او بود .یک روز خدای خورشید کلاغی

را نزد او می فرستد (شبیه کلاغ قابیل و هابیل) و به وی فرمان

می دهد که گاو خود را قربانی کند.میترا گاو را قربانی می کند

واز خون این گاو  دنیا وهر چه در آن است بوجود می آید.پس از

این قربانی میترا سوار بر کشتی خدای خورشید بر فراز اقیانوس

ها پرواز می کند وبه آسمان ها برده می شود و از آن پس به

عنوان میانجی بین آفریدگار آفریدگان وساطت می کند. معنی

اصلی کامه ی میترا نیز "واسطه" یا "میانجی" است.

      تفکر مهر و میترائیسم بیشتر درمیان سپاهیان ایران باستان

رواج داشته است.مهری شدن هفت مرحله داشته است   که 

شامل کلاغ-نامزدی-سربازی-شیرمردی-پارسی-مهر  پویی  و

پیری می باشد.در دوره ی اشکانیان این آئین به اروپا می رود و

در آن جا حتی بیشترازایران زمین پیشرفت میکند و به باورهای

عمومی مردم اروپا تبدیل می شود و هنوز هم در اعتقادات مردم

آن سرزمین ریشه دارد. ازنمونه ی این باورها می توان به درخت

کاج در کریسمس -لباس بابا نوئل-تشابه تولد میترا و کریسمس-

شباهت بابانوئل و سورتمه اش با به آسمان رفتن میترا اشاره

کرد.

 

افسانه ی شتر پیر زن و کور اوغلو

-----------------------------------

در رابطه با بر گشت زمستان در اواخر اسفند ماه افسانه هائی

معروف است که یک نمونه از آن افسانه ی"شتر پیر زن" است

که در منطقه ی "کیلان دماوند"رواج دارد و آن عبارت از این است

که :پیرزنی شتری داشت که مست بودو بایددر چله ی زمستان

حامله می شد.پیرزن موقع حامله شدن شتر خوابش برد و اواخر

 اسفند ناگهان بیدار شد. او دعا کرد که سرمای زمستان ده روز

بر گردد تا شترش فحل گیری کند.تقاضایش قبول می شود و در

اواخر اسفند و اوایل بهار سرمای زمستان به مدت ده روز بر می

گردد که به آن "سرمای پیر زن" می گویند.

        همچنین در منطقه ی آذربایجان افسانه های قهرمانانی

همچون "کور اوغلو" و قصه های مهر و محبت مثل قربای و بری

وقصه ی "دده قور قود"معروف که عاشیق ها یعنی نوازندگان  و

خوانندگان محلی این افسانه ها راکه ریشه درادبیات کهن ایرانی

دارد می خوانند و می نوازند.

 


کلمات کلیدی:
بزرگداشت پدر شعر فارسی
ساعت ٥:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳٠  

    بزرگداشت (رودکی ) پدر شعر فارسی

 

به مناسبت یک هزارو صد وپنجاهمین سال تولد رودکی  از روز

اول تا سوم دی ماه ٨٧ نخستین همایش بین المللی بزرگداشت

این شاعر بزرگ ایرانی که به نام پدر شعر فارسی شهرت دارد

درتهران و مشهد بر گزار می گردد.

   این همایش که در آن حدود ٧٠٠ میهمان داخلی و خارجی

حضور دارند در تالار وحدت گشایش می یابد.برنامه های این

مراسم به چند بخش تقسیم شده اند.نخست مراسم شب

یلدا است که به عنوان یک آئین ملی وبا حضور همه ی دعوت

شدگان از ٢٧ کشور جهان در کاخ موزه ی سعدآباد برگزار خواهد

شد. برنامه ی دیگر بر پائی نمایشگاه کتابها -پایان نامه ها و

نسخه های خطی مفخر ایران از جمله رودکی است.بخشی از

این برنامه رونمایی (دیوان اشعار رودکی) می باشد که با خط

استاد روشن نوشته شده است.برنامه بعدی اجرای گروه های

موسیقی ایرانی و تاجیکی و سپس انجام سخنرانی ها خواهد

بود.

     کلیه ی این برنامه ها در تهران وآئین اختتامیه در مشهد

است.پژوهشگران از ایران-آذربایجان-آلمان-اردن-ارمنستان-

ازبکستان-استرالیا-افغانستان-ایتالیا-بلغارستان-پاکستان-

تاجیکستان-ترکیه-چین-روسیه-سوریه-سوئد-عراق-فرانسه-

قرقیزستان-قزاقستان- کانادا-گرجستان -لبنان- مراکش-مصر-

هلند و هندوستان حضور دارند.این افراد ۶٠٠ مقاله در بیش از

٢۵٠ عنوان را به دبیر خانه همایش ارسال کرده اند.

   همچنین ٢٣ عنوان کتاب در این رابطه در دست انتشار است

که با همکاری نهاد ها و سازمانهای فرهنگی ایرانی و خارجی

چاپ می شوند.

                  ###################

      ابو عبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم

رودکی سمرقندی  در سده ی سوم هجری در  روستائی  در

رودک در دو فرسنگی سمرقند بدنیا آمد و در همن جا چشم از

جهان بست.

   رودکی را بخستین شاعر بزرگ  - استاد شاعران - سلطان

شاعران و پدر شعر پارسی نامیده اند.اونخستین شاعری است

که قالب های گو ناگون شعر را با استواری تمام بنا نهاد و راه را

برای دیگران چون دقیقی-عنصری-فرخی-فردوسی-کسایی  و

ناصر خسرو  باز کرد.  چون شعر پارسی را از حالت اولیه خود

بیرون آورد و در انواع مضامین و اقسام مختلف آن مانند ترانه -

رباعی- غزل- قصیده و مثنوی سروده های نغز بر جای گذاشت

  در رابطه با میزان اشعار رودکی اقوال مختلف گفته می شود.

بعضی سروده های او را یک میلیون و سیصد هزار بیت و برخی

آثار او را صد هزار بیت ذکر کرده اند.در هر حال آنچه که مسلم

است به گفته ی استاد سعید نفیسی ١٠۴ بیت از سروده های

این شاعر گرانقدر در قالب های گوناگون باقی مانده است.

   رودکی در کنار شاعری در آواز-موسیقی وترجمه نیز دستی

قوی داشت. به گونه ای که مهمترین اثر او به شعر پازسی در

آوردن کلیله دمنه از ترجمه ی عربی آن است.اعتقاد بر آن است

که این شاعر بزرگ روشندل بوده است.در رابطه با توانائی او در

شعر و موسیقی همین بس که ابو نصر سامانی که تصمیم

داشت مدتی طولانی در هرات بماند پس از شنیدن شعر   و

اهنگ معروف رودکی "بوی جوی مولیان آید همی" سراسیمه

این شهر را به مقصد بخارا ترک کرد.

   علاقمندان را به خواندن اشعار این شاعر بزرگ که در همین

وبلاگ  دسترسی به آن امکان پذیر است دعوت می کنم.

   روان او شاد و یلدای شما خوش باد.

 

 

 


کلمات کلیدی:
شب یلدا یا شب چله (3)
ساعت ٦:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢۸  

             شب یلدا یا شب چله (٣)

 

                بخشی از کتاب معرفی شده

              تحقیق و نگارش:حسن گل محدی

 

بررسی شب یلدا یا شب چله در متون تاریخی

------------------------------------------------

       در بررسی شب یلدا یا شب چله در متون تاریخی کنکاش

وتحقیقی در مدارک اسناد و کتب معتبر تاریخی می نمائیم   تا

سوابق این جشن و مراسم ایرانی را بهتر بشناسیم :

    ١-بنا به روایت دانشمند بزرگ ایرانی ابوریحان بیرونی مبداء

سالشماری تقویم کهن سیستانی یعنی آغاز سال نو از  اول 

زمستان بوده است و جالب اینکه نام نخستین ماه سال آنان نیز

"کریست"می باشد.بنا بر این می توان این باور را هم داشت

که شب یلدا یا شب چله شب آغاز سال نو در زمانهای بسیار

کهن بوده است. همچنین نام گذاری نخستین ماه زمستان و

سال نو به نام "دی"به معنای روز اول زمستان در  نزد  خرم

دینان که پیرو مزدک قهرمان بزرگ ملی ایران بوده اند سخت

مورد توجه بوده و از آن به نام "خرم" روز یاد می کردند و آئین

های ویژه ای داشتند بطوریکه این مراسم و نیز سالشماری

آغاز زمستان بعنوان آغاز سال جدید هنوز در میان اقوامی دیده

می شود که نمونه ی آن تقویم محلی پامیر و بدخشان واقع در

شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان است.

٢-استاد ابوریحان بیرونی همچنین درکتاب "آثار الباقیه" در رابطه

با شب یلدا می گوید :

   "ونام این روز میلاد اکبر است و مقصود از آن انقلاب شتوی

(زمستانی) است.گویند در این روز نور از حدنقصان به حد زیادت

خارج می شود وآدمیان به نشو ونما آغاز می کنند وپری ها(دیو

ها)به ذبول و فنا روی می آورند."

 "دی ماه و آن را خورماه نیز می گویند.نخستین روز آن خرم رو ز

(خره روز)است و این روز و این ماه هر دو به نام خدای بزرگ

است ."

"این جشن را  یعنی روز اول دی ماه را "نود روز" نیز می گویند.

چون میان آن تا نوروز درست نود روز فاصله است ."

٣-محمد خلف تبریزی در برهان قاطع در ذیل واژه ی یلدا چنین

آورده است :

"یلدا شب اول زمستان و شب آخر پائیز است که اول جدی و

آخر قوس باشد و آن درازترین شب ها ست در تمام سال و در

آن شب و یا نزدیک به آن شب آفتاب به برج جدی تحویل میکند

ومی گویند آن شب به غایت شوم ونا مبارک می باشد و بعضی

گفته اند شب یلدا یازدهم جدی است ."

"اما این رسم بنا برمدارک رومی درایران باستان چنین برگزار می

شده که پیران و پاکان به تپه ای رفته بالباس نو و مراسمی ویژه

از آسمان می خواستند که آن رهبر بزرگ را   برای   رستگاری

آدمیان بفرستد و باور داشتند که نشانه های زایش آن ناجی

ستاره ای است که بالای کوهی به نام کوه فیروزی که دارای

درخت بسیار زیبائی بوده است (سرو یا کاج) پدیدار خواهد شد

و موبد بزرگ برای همین نیایش می خوانده که قسمتی از آن در

"بهمن یشت "مانده است :

  "آن شب که سرورم ظهور کند نشانه ای از ملک آید ستاره ای

از آسمان ببارد همان گونه که رهبرم از راه برسد و ستاره اش

نشان نماید."

     ستاره ی کنار درخت کاج(سرو)که در کریسمس تزئین می

شود همین ستاره است که از ایران باستان همراه آئین مهر به

اروپا و جهان رفته و نشان آمدن ناجی و شوشیانت اعتقادی در

باورهای دین زرتشت است. در کنده کاری های باقی مانده از

آئین مهر درخت سرو یا کاج در کنار مهر و آناهیتا دیده می شود

که در زمانهای بعد در نقش تز ئینی ایرانی به شکل" بته جقه"

در آمده است.

۴- همچنین ابو ریحان بیرونی در کتاب"قانون مسعودی" ذکر کرده

است :

 "اولین روز از دی ماه را خرم روز یا خره روز می نامند. " خور روز

یعنی روز خورشید  روز تولد خورشید که شکست نا پذیر است.

این روز منتسب به اهورامزدا است ویکی ازروزهای چهار گانه ی

جشن های دیگان (هم نام شدن روز و ماه) است.

       تاثیر خورشید (مهر)در سرتاسر زندگی مردم و حتی نهاد

های تاریخ مشهود بوده است.این اهمیت درنقوش باز مانده عهد

ساسانی به روشنی نمایان است.درنقش رستم "ناهید"تاج پاد

شاهی را به شاه عطا می کند ودر طاق بستان "میترا" شاهد

اعطای "فر ایزدی" از طرف اهورامزدا به اردشیر اول است. بنا بر

یک سنت دیرین آئین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی ماه تاج

و تخت شاهی را برزمین می گذاشتند و با جامه ای سپید به

صحرا می رفتند و بر فرشی سپید می نشستند. دربان ها  و

نگهبانان کاخ شاهی و همه ی خدمت کاران در سطح شهر آزاد

شده و به سان دیگران زندگی میکردند.رئیس و مرئوس پادشاه

وآحاد مردم در این ایام همگی یکسان بودند.

۵- علامه قزوینی در یادداشت های خود بر  برهان قاطع  چنین

نوشته است :

"یلدا لغت سر یانی است و در آن لسان همان کلمه ی میلاد

عربی است که عبارت از زمان ولادت عیسی (مهر) است."

۶-محمد علی تربیت در کتاب تذ کره ی دانشمندان آذربایجان

آورده است :

"یلدا کلمه ای سریانی است به معنی میلاد عربی  چون شب

یلدا با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند  از این رو  بدین  نام

نامیدند."

٧-دکتر محمد معین در فرهنگ فارسی  در زیر کلمه ی یلدا

آورده است :

  "درازترین شب سال  -شب اول برج جدی - شب چله ی

زمستان-این کلمه در سریانی به معنی میلاد است.چون شب

یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند از این رو بدین نام 

نامیدند."

٨-همچنین دکتر محمد معین در حواشی برهان قاطع آورده است:

"در قاموس سریانی به انگلیسی -پان اسمیت زوجه ی مرحوم

مرگلیوت-عینا یلدا را به معنی ولادت و میلاد تفسیر کرده."

٩-استاد پور داوود در کتاب "یشت ها" نوشته است :

"باید دانست که جشن میلاد مسیح (نوئل)که در ٢۵ دسامبر

تثبیت شده طبق تحقیق محققان همزمان با جشن ظهور میترا

(مهر)بوده است که عیسویان درقرن چهارم میلادی آن را با تولد

عیسی مسیح تطبیق کردند."

     ١٠-محقق ارزشمند متون باستانی  هاشم رضی  در کتاب

گاهشماری و جشن های ایران باستان در رابطه  با  شب یلدا

آورده است:

"این شب را با شب میلاد مسیح تطبیق کرده اند . باید  توجه

داشتکه جشن میلادمسیح(نوئل)که در بیست وپنجم دسامبر 

تثبیت شده برابر با تحقیق همزمان با جشن ظهور میترا(مهر)

بوده که مسیحیان در سده ی چهارم میلادی آن  را  روز تولد 

عیسی قرار داده اند ودر برخی منابع آمده است که  در  پی

گسترش آئین مهرپرستی(میترائیسم)ازایران به روم وکشورهای

اروپائی-روز٢١ دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد

که پس ازقرن چهارم میلادی درپی اشتباه محاسباتی (جابجائی

)به ٢۵ دسامبر انتقال یافت وسیصد سال پس از میلاد عیسی

مسیح  کلیساهمزمانی جشن تولدمهر و زاد روز عیسی مسیح

را بعنوان روز کریسمس پذیرفت و آغاز سال نو جشن گرفته شد

و حتی درخت سرو و ستاره ی بالای آن یادگاری از  کیش  مهر

است.

١١-در متون تاریخی آمده است :ایرانیان روز پس از شب یلادا (

یکم دی ماه)را خور روز و دیگان می نامیدند و به استراحت می

پرداختند و تعطیل عمومی بود.در این روز عمدتا به این لحاظ از

کار دست می کشیدند که نمی خواستند مرتکب  بدی کردن

شوند که در مرام میترائیسم ارتکاب هر کار بد ولو کوچک در روز

تولد خورشید  گناهی بسیار بزرگ به حساب می آمد.

"هرمان هیرت" زبان شناس بزرگ آلمانی که گرامر تطبیقی زبان

های آریائی را نوشته است که زبان پارسی از جمله ی این زبان

ها می باشد نظر داده که دی (به معنی روز)به این دلیل بر این

ماه ایرانی نهاده شده که ماه تولد دوباره ی خورشید است.باید

دانست که انگلیسی یک زبان شاخه ای از خانواده ی بزرگ تر

زبان های آریائی است.هرمان هیرت که خود در آستانه ی دیگان

به دنیا آمده به زاد روز خود که مصادف با تولد دوباره ی خورشید

بود مباهات بسیار می کرد.

١٢-استاد توس  فردوسی بزرگ به استناد منابعی که در اختیار

داشته آئین مهر و یلدا وخورروزرابه هوشنگ از شاهان پیشدادی

نسبت داده و در این زمینه گفته است:

که  ما  را  ز  دین  بهی  ننگ  نیست

                                   به گیتی به از دین هوشنگ نیست

همه  راه  داد  است  و  آئین  مهر

                                  نظر   کردن   اندر   شمار   سپهر

                                           ادامه دارد

 

 

 

   


کلمات کلیدی:
شب یلدا (غزل)
ساعت ٥:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢۸  

 

                شب یلدا (غزل)

 

دوش در حلقه ی ما غلغله ای بر پا بود

                                فکر صبح هیچ نبودیم که شب یلدابود

بزمی آراسته بودیم  ز  حریفان  قدیم

                                سرو ما قامت آن شوخ پری سیما بود

جمله ازشوق گرفتیم ره خانه ی دوست

                                 آنچه میخواست دل ماهمه در آنجا بود

باده دادیم وگرفتیم در آن خانه ی عشق

                               کوری چشم حسودبخت شبی باما بود

دل زشوق درتپش آمدبه شکرانه ی وصل

                               تادم صبح سخن ازعشق وحکایتها بود

چشم داشتیم به امیدسحروغنچه ی صبح

                                حرف آن شب همه از آمدن"میترا" بود

عاقبت رفت بساط شب  و  آمد خورشید

                                دل "فر یاد " پر از دغدغه ی  فردا بود

 

                                     فریاد دماوندی -٢۵/٩/١٣٨٧

 


کلمات کلیدی:
شب یلدا یا شب چله (2)
ساعت ٤:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٧  

 

           شب یلدا یا شب چله (٢)

 

                           بخشی از کتاب

 

             فلسفه-اهداف وچگونگی بر گزاری

 

                    جشن های ایرانیان

 

        تحقیق و نگارش : حسن گل محمدی

 

   علت بر گزاری این جشن مناسبت های مختلفی دارد که اهم

آنها به شرح زیر است :

الف-پیروزی نور و روشنائی بر تاریکی و ظلمت

-------------------------------------------------

   ایرانیان کهن پایه ی زندگیشان بر کشاورزی و دامپروری بود.

درطول سال با سپری شدن فصل ها و تضادهای شرایط جوی

خو گرفته بودند. بر اثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید

و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز وشب و حرکت  و  قرار

گرفتن ستارگان در آسمان آشنایی یافته وبسیاری از کارهایشان

را بر اساس این تغییرات تنظیم می کردند.

    روشنی روز وتابش خورشید و اعتدال هوا در نظرشان مظاهر

نیک و ایزدی بود.تاریکی و شب و سرما را نیز از اعمال اهریمنی

می پنداشتند.آنها ملاحظه می کردند که در بعضی ایام و فصول

روزهابسیاربلندمیشودوبه همان نسبت ازروشنی و نور خورشید

بیشتر استفاده می کردند.همچنین می نگریستند که بعضی

اوقات شب ها بلند میشود وزمان تابش خورشید کم می گردد.

بر اثر این تجربیات کم کم این اعتقاد برای ایشان پیدا شد که نور

و روشنایی با ظلمت و تاریکی مرتب درنبرد و کشمکش هستند.

گاه خورشید ونورچیره شده وساعتهای بیشتری به پرتو افشانی

می پردازند و گاهی تاریکی موفق می شود و اوقات بیشتری

ظلمت وسیاهی همه جا را فرا می گیرد.

    از همین تجربه ها بود که آنها دریافتند کوتاهترین روز آخرین

روز پائیز یعنی سی ام آذر و بلند شب -شب اول زمستان یعنی

شب دی ماه است اما بلافاصله ازروزاول زمستان روزها به تدریج

بلندتر شده و شبها کوتاهتر میشود.آنها که تاریکی و طولانی

بودن این شب را نماینده ی اهریمن و روشنی وبلند شدن روز

بعد را از آثار یزدان می دانستند در یک چنین شبی به مناسبت

پیروزی نور و روشنایی (بلند شدن روزها)بر تاریکی و ظلمت (

کوتاه شدن شبها)جشن و شادی بر پا می داشتندو آن را شب

چله می نامیدند یعنی شبی که فردایش نور وروشنایی برظلمت

وتاریکی چیره شده است.

 

ب-شب تولد مهر ومیترا(خورشید)وآغاز خلقت

------------------------------------------------

   اسنادو شواهد تاریخی شب یلدا را باقی مانده از دوران بسیار

کهن که در بین مردم ایران آئین مهر و میترا  رواج  داشته است

نشان می دهد.ایرانیان این شب را شب تولد مهر(خورشید)

فرشته ی مقدس آئین میترا می دانستند وآنرا شب اول خلقت

وآغازآفرینش می پنداشتند.

   بسیاری بر این باورندکه ریشه ی پاسداشت شب چله میراث

قوم "کاسپ ها" است.کاسپ ها(قزوین-کاشان)از اولین اقوام

آریائی هستند که وارد ایران شدند.(نگارنده در کتاب افسانه ی

برادران کیل و گیل که چند سال پیش آن راچاپ کردم ذکر نمودم

"پاژها"  دسته ای از کیل ها هستند که با کاسپ ها به ایران

آمدند ودر منطقه ی کیلان دماوند ساکن شدند.)کاسپ ها قوم

نیرومندی بودند وتمدن توانمندی را پایه گذاری کردند که نمونه

آن استفاده از نیروی هیدرولیک آب است.(آُسیاب های آبی در

منطقه کیلان دماوند از جمله ی آن است.)آنها با ساختن چار

تاقی هایی توانستند انحراف ٢٣ درجه ی مدار زمین را در گردش

به دور خورشید اندازه گیری کنند.یکی از مهمترین این چارتاقی

ها -چارتاقی نیاسر کاشان است که درحال حاضرتنها بنای سالم

باقی مانده در این زمینه در ایران است.

     کاسپ هابااستفاده از این ابزاربه تقویمی دقیق دست یافتند

ودر یافتند که پس از آخرین شب پائیز برطول روزها اندک اندک

افزوده شده وازطول شب های سرد کاسته می شود.

   درآن زمان آئین مهر در میان ساکنان فلات ایران رواج داشت.

پیروان  آئین مهر آخرین شب پائیز را مصادف با تولد خورشید می

دانستند.بطوریکه از دل سیاهی شبی دراز آهنگ وسرد ایزدمهر

در یک غارگودوکم ارتفاع  از میان کوههای البرز ظهور میکند و

خورشید گرم ونور افزا را به ارمغان می آورد.

     بنا بر این ایرانیان در شب چله به پای کوبی و جشن وسرور

می پرداختند وشکست اهریمن راجشن می گرفتند واین جشن

تا دمیدن پرتو پگاه از دامنه های کوههای البرز و زائیده شدن

خورشید ادامه داشت.

   پس از گرویدن ایرانیان به آئین زرتشت آداب ورسوم آئین مهر

نه تنها فراموش نشد بلکه جزوی از آئین و مراسم زرتشتی به

حساب آمد.این پیامبرایرانی خدای بزرگ رااهورامزدای یکتامعرفی

کرد.ایزدان وبغان را به دو دسته ی اهورایی ودیوانی تقسیم نمود

بغان تیره ی اهورائی ستودنی ومثبت وتیره ی دیوانی نکوهیده

ومنفی بودند.یکی از ایزدان اهورائی مهر ایرانی(خورشید)بود.

مهر ایزدی نیک است وقسمتی از اوستا(مهریشت)به نام او نام

گذاری شده است.در مهریشت اوست آمده است: مهراز آسمان

با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا او دروغی نگوید.

     آئین مهر از ایران توسط بازرگانان به یونان وروم باستان رفت

وپیروان زیادی در میان آنجا پیدا کرد.نفوذ مهر یا میترا در روم و

یونان باستان به اندازه ای بود که هم اکنون رد پای آن در مراسم

وآئین های مذهبی اروپائیان دیده میشود.بسیاری از سنت های

مخصوص ایام کریسمس میراث روم باستان ودرنتیجه باقی مانده

از آئین مهر است.

    کلمه ی "نوئل"از ریشه ی رومی "ناتال"به معنی تولد است

نام جشن رومیان نیز "ناتالیس اینوکتوس"بوده است.همچنین بابا

نوئل با کلاهی شبیه کلاه موبدان آئین مهر در کریسمس ظاهر

می شود.آراستن سرو وکاج در کریسمس هم از ایران باستان

اقتباس شده است زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصا سرو

به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند

ودر "خور روز"یا"دیگان"روز اول دی ماه در برابر سرومی ایستادند

وعهد می کردند تا سال بعد مقاوم وپایدار باشند ویک نهال سرو

دیگر کشت کنند.

    هنگام توسعه ی آئین مهر در اروپامراسم شب چله به عنوان

روز زایش مهر(خورشید)وروزراستی ونور با شکوه تمام برگزار

می شده است.پس از استیلای مسیحیت در اروپا آداب ورسوم

آئین مهر که در زندگی مردم بویژه در میان رومیان نفوذ کرده بود

همچنان باقی ماند وباآمدن دین جدید رنگ نباخت.تاسال  ٣۵٠

میلادی تمام فرقه های مختلف مسیحیت روز ششم ژانویه را

روز میلاد مسیح می دانستند ولیکن نفوذ آئین مهر کلیسای 

روم را بر آن داشت تا روز تولد عیسی مسیح را مطابق تولد

مهر یا میترا(خورشید)قرار دهد تا بااستقبال این دو مناسبت

با هم آئین و مراسم با شکوه تری برگزار گردد.لازم به توضیح

است که شب یلدا در ٢١دسامبر مصادف با میلاد عیسی 

مسیح است ولیکن مسیحیان امروزروز ٢۵دسامبر راتولدمسیح

میدانندکه این اختلاف چند روز ناشی از جابجائی محاسبه های

کبیسه ای گاهشماری می یاشد.

   با قدرتمند شدن کلیسای روم وپس ازگذشت زمان فرقه های

دیگر مسیحیت به  این تاریخ  تولد گرویدند.بنا براین  مایه های

اولیه ی جشن کریسمس وتولد مهر هدیه ای از ایران کهن به

جهانیان است  که آنها  تا به امروز  در  زنده  نگه  داشتن  آن 

کوشیده اند.

 

ج-جشن بزرگداشت علم و گاهشماری نجومی

-------------------------------------------------

   اهمیت ارزشی بزرگداشت شب یلدا یا شب چله برای نیاکان

ما بزرگداشت دستاوردهای علمی در دانش نجوم و گاهشماری

زمان برای اولین بار توسط ایرانیان بوده است. در   گاهشماری

ایرانیان شب و روز وماه وسال چنان با دقت اندازه گیری شده

بود که هنوز هم در زمان پیشرفت علوم و توسعه ی تکنولوژی

حیرت بر انگیز است.نیاکان ما هزاران سال پیش  دریافتند  که

گاهشماری بر پایه ی ماه نمی تواند گاهشماری درستی باشد

پس به تحقیق در باره ی حرکت خورشید پرداختند وگاهشمار ی

خود را بر پایه ی آن گذاشتند.آنان حرکت خورشیدرادربرج های

آسمان اندازه گیری کردند و برای هر برجی نام خاص گذاشتند.

ایرانیان دریافته بودند که شب چله آغاز"انقلاب زمستانی"یعنی

کمترین میزان تابش خورشید در برابر"انقلاب تابستانی"یعنی

بیشترین میزان تابش خورشید است که از اول تیر ماه شروع

می شود.همچنین نوروز شروع "اعتدال بهاری"واول مهر ماه

شروع "اعتدال پائیزی"می باشد که در آن ها شب و روز با هم

یکسان هستند.بنابراین ایرانیان برای این دستاورد علمی ارزش

بالائی قائل بودند ودربزرگداشت آن به جشن وسرور میپراختند.

           بسیاری از یافته های کاوشگران باستان شناسی در

کشور ما گویای دست یابی نیاکانمان به ارزشهای بالای علمی

وپیشرفته در گذشته است.چندی پیش در شهر سوخته جمجمه

دختری پیدا شده که بیش از چهار هزار وهشتصدوپنجاه سال

پیش عمل جراحی مغز در روی آن انجام گرفته ویا در هلیل رود

جیرفت که بزرگترین منطقه ی باستانی حهان شناخته شده

لوحه ای پیدا کرده اند که تاریخچه ی پیدایش خط را ۶٠٠ سال

پیش تر از خط سومری اعلام می کند.

        گاهشماری ایرانیان که دستاورد اعجاب انگیز نیاکان ما بود

تا زمان اندیشمند بزرگ عمر خیام ادامه داشت وهم او بود که در

٢٨ سالگی هنگامی که وارد در بار شاه خوارزم می شد شاه

از جای خود بلند شده و او را در کنار خود می نشاند. این ریاضی

دان نابغه گاهشماری گذشته ایرانیانراکامل نمود وبه گاهشماری

خورشیدی دقیقی در آورد که هنوز با گذشت سالیان دراز از آن

یکی از دقیق ترین محاسبات ریاضی در علم نجوم وگاهشماری

جهان محسوب می گردد.این دستاورد از جمله ی ویژگی های

منحصر بفرد تمدن ایرانی است که تا ابد ماندگار وسرافرازی را

در علم نجوم برای ایرانیان جاوید ساخته است.

      بنا براین در رهگذر تاریخی یک چنین شکوه و تمدن گذشته

ی ایرانی برگزاری مراسم  و جشن شب یلدا  یا  شب چله به

مناسبت بزرگداشت دستاورد های  علمی در نجوم  و  تنظیم

گاهشماری زمان- کاری بسیار پسندیده و درخور تحسین است 

   

                                                ادامه دارد

   


کلمات کلیدی:
تبریک اعیاد و ایام خاص
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٦  

 

 

فرا رسیدن عید قربان و عید غدیر وشب یلدا

 

یا شب چله را به تمامی دوستان ومخصوصا

 

همشهریهای عزیزم مردم شریف کیلان تبریک

 

عرض می کنم و برای همه سلامتی و سعادت

 

آرزو دارم.


کلمات کلیدی:
شب یلدا یا شب چله(1)
ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٠  

 

              شب یلدا یا شب چله(١)

 

                           بخشی از کتاب:

 

             فلسفه -اهداف وچگونگی برگزاری

                   جشن های ایرانیان

 

              تحقیق و نگارش:حسن گل محمدی 

  

     از زمانهای بسیار دور مردم ایران زمین در شب یلدا یا شب 

چله که شب اول زمستان وبلند ترین شب سال است مراسم 

وآئین های خاصی را برگزار می کنند که ریشه در سنت ها و 

باورهای اصیل ایرانی دارد.

    ایرانیان در این شب گرد هم آمده وبا خوردن آجیل مخصوص 

هندوانه انار و سایر میوه های دیگر شب سیاه  و  بلند را  که 

نشان از تاریکی و ظلمت دارد سپری نموده و به پیشواز نور و 

روشنائی و طلوع خورشید می روند.این نویدی است از غلبه  و 

پیروزی همیشگی نور بر تاریکی بر اثر استقامت و پایداری در 

راه رسیدن به هدف.

         در شب یلدا عشق و مهر به خانه ها می آیند.دوستان 

آشنایان و بزرگان خانواده در کنار هم فرصتی برای بیان خاطره 

ها و خوبی ها می یابند و به  انتظار تولد خورشید  صداقت  و 

  راستی می نشینند.

    شب یلدا میراث فرهنگی و معنوی نیاکان ما است که طی

آن با پیوندهای عمیق عاطفی در مراسم گرم خانوادگی و تفال

به دیوان خواجه شیراز درازترین شب سال تسلیم روز می شود.

از آن به بعد روز و روشنی درازتر وشب و تاریکی کوتاهتر می

شوند.در حقیقت نیکی بر بدی و اهورامزدا بر اهریمن پیروز می

گردد.

    نیاکان ما اغلب این جشن ها را با روشنائی ونور می آراستند

آنها خورشید را نماد نیکی و مهربانی می پنداشتند و در جشن

هایشان به آن احترام می گذاشتند و به همین علت در آخرین

شب پائیز بیدار می ماندند تا خود شاهد طلوع خوش رنگ خور

شید باشند.

    مراسم شب یلدا یا شب چله تداوم یک سنت دیرین در ایران

است که به عنوان یک جشن آریائی از هزاران سال قبل رواج

داشته وهنوز هم در بین مردم جایگاه خاص خود را حفظ کرده

است.

   ایرانیان باستان یلدا را شب تولد "میترا" یا الهه ی "مهر"

می نامیدند وآن را پاس می داشتند.از این رو در این شب

مراسم ویژه ای بر پا می نمودند و هر کسی سعی می کرد

شاد ومهربان باشد واین شادی و مهربانی را به دیگران نیز

ارزانی دارد.

    در ایران باستان نوروز آغاز روشنائی و نشانه ای از تولد دو

باره ی طبیعت و یلدا نشانی از تاریکی سرما و اهریمن است و

برای آنکه مردم پیروزی خود را بر اهریمن سیاهی و شب نشان

دهند این شب دراز را به جشن و سرور و پایکوبی سپری می

کنند.

    البته شاد زیستن و با نشاط بودن بخشی از فرهنگ زیستی

ایرانیان است که از روح زیبا طبع سلیم ذوق سرشار وآموزه و

باورهای اهورایی مردم سر زمین ما سر چشمه می گیرد. امید

به زندگی وشادمانی کردن ازدیر باز درفرهنگ ایرانی جایگاه ویژه

داشته است و فراز و فرود های تاریخ نیز نتوانسته بر این روحیه

تاثیر بگذارد وحس شاد بودن وشادمانه زیستن را از آنان بگیرد.

   ایرانیان شادی و نشاط را از موهبت های خدائی و غم و اندوه

وتیره دلی را از پدیده های اهریمنی می پندارند.مراسم نوروز

جشن مهرگان جشن سده چهارشنبه سوری شب یلدا وجشن

های دیگر در واقع بیانگر این واقعیت است که ایرانیان پس از

رهائی از بی دادگری و ستم وبه شکرانه ی باز یافتن آزادی و

راحتی جشن بر پا می ساختند و  پیروزی  نیکی  بر  بدی و

روشنائی بر تاریکی و داد بر ستم را گرامی می داشتند.

     جشن شب یلدا نیز یکی از این موارد است. در باورهای

ایرانی ها شب مظهر تاریکی و تباهی و وحشت بوده و آنها

سعی می کردند در شب هنگام با بر افروختن آتش و افزودن

نور خانه ها روشن باشند تا پلیدی و تباهی در آن راه نیابد.

    شب یلدا طولانی ترین شب سال است یعنی تسلط بلند

مدت تاریکی بر زمین از چیرگی نور خورشید و روشنائی می

کاهد و چون فردای این شب روشنائی برظلمت پیروزمی شود

و روز طولانی می گردد ایرانیان تولد دو باره ی خورشید را که

مظهر روشنائی است جش می گیرند.

                                                                                  چگونگی پیدایش و علت بر گزاری شب یلدا یا شب چله

----------------------------------------------------------

      از بررسی و تحقیق در رابطه با چگونگی پیدایش و علت

بر گزاری جشن شب یلدا یا شب چله و وجه تسمیه ی آنها

به این نتیجه می رسیم که جشن شب یلدایا شب چله جشنی

است که از هفت هزار سال پیش تا کنون درمیان ایرانیان مرسوم

است.علت نامیدن این جشن به شب یلدا یاشب چله بنا بر آنچه

که در متون قدیمی و در بررسی های تحقیقی موجود است

چنین می باشد:

      شب یلدا

     -----------

   در برسی و پژوهشی که دررابطه باچگونگی وجه تسمیه ی

شب یلدا صورت گرفته با توجه به آنچه که در منابعی همچون

لغت نامه ی دهخدا-برهان قاطع خلف تبریزی-فرهنگ آنندراج-

یادداشت های علامه قزوینی بر آثار الباقیه بیرونی-شرح پور

داوودبریشت ها و فرهنگ دکتر معین آمده است "یلدا" یک

واژه ی سریانی است که به معنی "تولد" می باشد.منظور

از تولد تولد مهر یا خورشید است.

     بدرستی روشن نیست که این لغت سریانی چه زمانی و

چگونه وارد زبان پارسی شده است.احتمال می رود بعد از

مشکلاتی که برای مسیحیان اولیه در امپراطوری روم پیش آمد

با مهاجرت مسیحیان سر یانی به امپراطوری ساسانی لغت

یلدا وارد زبان پارسی شده باشد. در هرحال مسیحیان سریانی

واژه ی یلدا را با خود به ایران آوردند و از آن زمان تا کنون درایران

ماندگار شده است.

 

       شب چله

      -----------

  شب چله در حقیقت همان شب یلدا است چون از فردای این

شب چله ی بزرگ زمستان آغاز میگردد بنا بر این به آن شب

چله می گویند.

    ایرانیان قدیم دریافته بودند که گاهشماری بر پایه ی ماه نمی

تواند گاهشماری درستی باشد.بنا بر این به پژوهش در باره ی

حرکت خورشید پرداخته و تقسیم بندی زمان خود را بر اساس

آن قرار دادند.آنها حرکت خورشید را در برج های آسمان اندازه

گیری کردند و برای هر برجی نام خاصی گذاشتند و دریافتند

هنگامی که بر آمدن خورشید با بر آمدن برج "بره" در یک زمان

باشد بهار است و پی بردند که در ابتدای پائیز و بهار روز و شب

برابر است و در ابتدای تابستان روز بلند تر از شب است. ایشان

گاهشماری خود را بر اساس چله (چهل روز)تقسیم می کردند

که در هر سال ٩ چله (ماه) داشتند که پس از مدتی درازای ماه

به سی روز تغییر پیدا کرد و سال دوازده ماهه شد.در فرهنگ

ایرانیان عدد چهل مانند عدد هفت و دوازده اهمیت و قداست

خاصی دارد.واژه های "چله نشستن" "چل چلی" چهل گیس"و

"چهل کلید" نشانه ی اهمیت این عدد در میان فرهنگ ایرانیان

است.

   ایرانیان باستان زمستان را به دو بخش تقسیم می کردند.چله

 بزرگ و چله کوچک. شب آخر پائیز از آن جهت شب چله نامیده

می شدکه روز بعداز آن آغازچله بزرگ و شروع سرمای زمستان

است.چله بزرگ از اولین روز دی ماه که اورمزد نام دارد تا دهم

بهمن ناه که جشن سده است چهل روز به طول می انجامد و

آن را از این جهت چله بزرگ می نامند که طولانی تر و شدت

سرما بیشتر است.از دهم بهمن تا اول اسفند به مدت بیست

روز چله کوچک است که کوتاهتر و شدت سرما در آن کمتر می

باشدوآسیب کمتری هم میرساندو ازاین جهت به آن چله کوچک

می گویند.چهار روز پایان چله بزرگ و چهار روز آغاز چله کوچک

را "چهار چهار" می گویند که نهایت شدت سرما در این هشت

روز اتفاق می افتد.

    در باورهای کهن ایرانی هیچ روز وشبی نحس و بد شناخته

نمی شده است وجشن شب چله همچون بسیاری ازآئین های

ایرانی ریشه در شناخت رویدادهای کیهانی و تنظیم گاهشماری

ماه وسال توسط ایرانیان را داشته است.

                                                 ادامه دارد

 

    

 

 

               

                            


کلمات کلیدی: